نان به نرخ بهره وری
| 40. بهره وری , 
نان به نرخ بهره وری
هاجر زمانی
بشر، آن قدر با بهرهوری، نان و نمک خورده که همه چیز را به شکل بهرهبرداری از آن میبیند، حتّی اگر آن بهرهوری، به قیمت خون دیگر همنوعانش را در شیشه کرده باشد. درخت را که میبیند، یاد میز و صندلی و کاغذ میافتد. پرنده را توی قفس میکند تا از آنْ بهره ببرد. حتّی از چیزهایی که با چشم مسلّح دیده نمیشوند هم استفاده میکند. حتّی به ذرّات اتم هم رحم نمیکند، به سراغشان میرود و انرژیشان را آزاد میکند؛ چون بشر، معتقد است که فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه!
یا همین مبحث دهکده جهانی خودمان که بعضیها، سنگ آن را به سینه میزنند و الحق که این دهکده جهانی، عین بهرهوری است. تا آن جایی که ما عقلمان قد میدهد (آخر، این جا سنّمان قد نمیدهد)، در هر دهکده، تنها یک رئیس وجود دارد و آن هم کدخدای ده است و خوب مسلّماً در یک دهکده جهانی، تنها یک آقا و سرور وجود خواهد داشت و همه کشورها از دست دولتمردانشان، وزارتخانهها و سفارتخانهها راحت میشوند. بنده به این کاری ندارم که این وسط، نان چه کسی چرب میشود و در نفت، طلا و... فرو میرود (آخر، روغن، کمی قدیمی شده است). مهم این است که در این طرح، اصل بهرهوری، خوب به اجرا میرسد.
امّا بنده به بهرهوری و اصول آن در همین دور و اطراف خودمان بسنده میکنم و پای مبارک را از گلیم پوسیده و پارهپاره خودم فراتر نمیبرم.
معلّم ریاضی و بهرهوری
اصولاً معلّمان محترم ریاضی، یکی از دشمنان درجه یک بهرهوری هستند و باید سریعاً با آنها برخورد شود؛ چرا که خطر بزرگی جامعه بشری بهرهوری را به خاطر این افراد و طرز فکرشان تهدید میکند. اصولاً چه معنا میدهد که از همان کودکی، در مخ بچّهها فروکنند که دو دو تا میشود چهار تا؟ بهرهوری به ما میگوید که دو دو تا نباید چهار تا بشود و هرچه بیشتر شود، بهتر است؛ مثلاً ده تا و بیشتر.
دانشآموز و بهرهوری
باید قلم بعضی از این دانشآموزان را طلا گرفت؛ چرا که در واقع، درس بهرهوری تدریس میکنند. این دانشآموزان، معمولاً آخر کلاس مینشینند و در کلاس درس، چندین کار مختلف را با هم انجام میدهند. انجام دادن همزمان چند کار با هم، یکی از تکنیکهای بهرهوری است. به این کاری ندارم که آخر و عاقبت این نوع کارها چه میشود، مهم، این اصل است که به خوبی رعایت و اجرا میشود .
دانشجو و بهرهوری
دانشجویان خوب، کاری میکنند که هر سال، سد کنکور را کوتاهتر از سال قبل مینمایند. در یک جامعه، هرچه تعداد افراد با تحصیلات دانشگاهی، بیشتر باشد، بهتر است. دم بسیاری از این دانشجوها هم گرم که ترمهای متمادی، اضافهتر در دانشگاهها میمانند و دانشگاه را پُررونق مینمایند. هرچه آمار علمآموزانْ بالاتر باشد، یعنی بهرهوری در سطح بالاتری است. چون بهرهوری در خون دانشجویان، پیشینه تاریخی دارد، چند نمونه از دستآوردهای این عزیزان، در این امر را برایتان ذکر میکنم:
بهرهوری زمانی به سبک دانشجویی
یک دانشجوی بااستعداد در زمینه بهرهوری، تمام کتابهای درسی خود را روی هم تلنبار نموده، شب امتحان، اقدام به مطالعه آنها میکند و سایر اوقات را به دیگر کارهای متفرّقه میپردازد. چرا آدم بیاید و کتابهای مرجع چند هزار صفحهای را برای یک درس چهار واحدی ناقابل مطالعه کند؟ خیلی راحت، جزوه دوستش را به بغل زده و سراغ بخش انتشارات دانشگاه میرود و به مقدار لازم، از جزوه دوستش تکثیر میکند .
از دیگر مصادیق بهرهوری زمانی، میتوان به تلنبار شدن ظرفها و رختهای چرک اشاره کرد. خوب، بالأخره کسی پیدا میشود که دلش به رحم بیاید و کار شما را انجام بدهد. در مورد لباسهای کثیف هم بهتر است که ساکتان آخر هفته، خالی به خانه باز نگردد. فقط در مورد اندازه ساک، دقّت لازم را به خرج دهید که گنجایش تمام لباسهای کثیف در طول هفتهتان را داشته باشد.
بهرهوری مکانی به سبک دانشجویی
خوابگاههای دانشجویی، یکی از مکانهای رشدیافته در زمینه بهرهوریاند؛ چرا که از انفجار جمعیت جهانی، تا حدّ زیادی جلوگیری میکند. چپاندن چندین و چند دانشجو در یک فضای کوچک و نفسگیر و همین طور افزایش پی در پی و سال به سالِ ظرفیت دانشگاهها و پُرشدن هرچه بیشتر کلاس درس، باعث میشود که این نوع بهرهوری، بیشتر و بهتر رعایت شود.
بهرهوری تغذیهای به سبک دانشجویی
پُرکردن معده عزیزتر از جان، با انواع غذاهای کم دردسر، آسانپخت و کمخرج مثل نیمرو، سوسیس، ساندویچهای سرد و گرم و... علاوه بر این که خیلی زود سرو صدای معده را میخوابانَد، کمک شایانی به بهرهوری زمانی نیز در امر غذا خوردن مینماید.
دم آشپزخانههای دانشگاهها هم گرم باشد که غذاهای طبخ شده غیر قابل خوردنشان، دانشجوها را به این نوع تغذیه سوق میدهند و باعث به ثمر نشستن گل بهرهوری میشوند؛ وگرنه در صف غذا ایستادن و ژتون در دست گرفتن، کاملاً بر خلاف اصول بهرهوری است.
واسطهها و بهرهوری
اصولاً برخی انسانها، نان به نرخ بهرهوری میخورند. میپرسید چگونه؟ به نظر شما چه طور میتوان یکشبه پولدار شد و ره صدساله را طی کرد؟ چه طور میتوان با یک تیر، چند هدف را نشانه گرفت و وسط خال هم زد؟! چه طور میتوان با یک تماس تلفنی چند دقیقهای، موجودی بانکی را به چند برابر افزایش داد؟ ای بابا! چرا از من میپرسید؟ اگر جرئت دارید، بروید و از خودشان بپرسید...!
کارمند و بهرهوری
این که یک کارمند، چه طور ساعات اداریاش را به نحو احسنْ مدیریت کند تا جا برای اضافهکاری هم داشته باشد؛ حالا پر کردن وقت به هر طریقی که شده، مثلاً دست به سر کردن پی در پی مراجعان، شوت کردنشان از یک اتاق به اتاق دیگر، از یک طبقه به یک طبقه دیگر و در سطح وسیعتر، از این اداره به آن اداره. چایی خوردن با دیگر همکاران، جوک گفتن و بیخودی خندیدن و خواندن مجلّههای ورزشی و صفحه حوادث روزنامهها، ور رفتن با گوش و دماغ و... .
یک کارمندی که خیلی از بهرهوری سرش میشود، همیشه به فیش حقوقیاش معترض است؛ چرا که معتقد است استعدادهای او در اداره، در حال هدر رفتن است و کسی قدرش را نمیداند؛ چون به خاطر این همه آمدن و رفتن مراجعان، خیلیها به نان و نوا میرسند، مثلاً رانندگان تاکسی. همین طور باعث میشود آلودگی هوا و دیگر آلودگیها در سطح وسیع زیاد شود و این هم در اصل، از مصادیق بهرهوری است؛ چرا که در زمینه انواع آلودگی، بیشتر و بیشتر مطالعه میشود و علم و دانش، پیشرفت میکند. همین طور دانشمندان، مغزشان را بیشتر به کار میاندازند و این، صد درصد به نفع جامعه است.
مدیر و بهرهوری
با تعدیل نیروهای کاری، هر چند وقت یک بار، در هزینهها صرفهجویی میشود. سپردن کارهای سخت به زیردستان و چُرتزدن در محل کار هم، باعث تقویت بنیه جناب مدیر میشود که خیلی هم خوب است؛ چرا که ما همیشه به مدیران نیاز داریم و بدون مدیر، چرخ اجرایی یک جامعه نمیچرخد.
رد کردن چشم بسته انواع و اقسام پروژههایی که افراد تازهکار ارائه میدهند هم چند منفعت دارد: اوّلاً، تازهکارها حساب کار خودشان را میکنند و هیچ کس به آن حد نمیرسد که جای جناب مدیر را بگیرد (هرچه باشد پیشکسوت است و باسابقه، و منصبش را هم که سفت و سخت چسبیده)؛ ثانیاً، باعث و علم و سوادش را بالاتر ببرد.
استخدام آشنایان و دوستان و فک و فامیلهای گرامی و سپردن پستهای کلیدی به ایشان، علاوه بر ایجاد محبوبیت در بین اعضای فامیل، باعث صفا و صمیمیت در محل کار میشود و راندمان کار هم بالا میرود! و این طور، همه از این مدیر خوب و باسابقه، راضی هستند.
مخترع و بهرهوری
در اصل، یک آدم، به خاطر بهرهوری بیشتر است که میرود مخترع میشود: چند سیم کارت در یک گوشی تلفن همراه، خلال دندان برقی، دستگاه مشقنویس هوشمند، صفحه نمایش به ضخامت بال مگس، توپ فوتبال هوشمند که با یک شوت در دروازه مینشیند، دیگر نگران اضافهوزن خود نباشید، با مصرف ده قرصْ نیقلیان و باربی» شوید، آدامس آرامش، اینه نامادری سفید برفی».
راننده تاکسی و بهرهوری
این قشر از قدیم الایام، اقدام به سوار کردن دو مسافر در صندلی جلو مینمودند که عین بهرهوری بود. با این حال، نمیدانم چرا آقایان پلیس، به این قشر، این قدر گیر میدهند ؟! استفاده از مواد دور ریختنی، مثل آب جویها برای تمیز نمودن تاکسی و همین طور استفاده بهینه از مواهب طبیعی، مثل صدای ایشان در هنگام جذب مسافر نیز در امر بهرهوری، قابل تحسین است.
نانوا و بهرهوری
کوچک نمودن روز به روز چانه خمیر که باعث میشود انسانهای بیشتری به نان برسند، همین طور استفاده از مواد افزودنی مثل جوش شیرین که باعث طبخ سریع میشود و باعث میشود که کسب و کار دیگری، مثل پزشکان، بیکار نمانند، از شاهکارهای این حرفه در امر بهرهوری است.
سال هشتم ، شماره اول ، صفحه 93 ، ویژه بهره وری

