کتاب طبیعت در کتاب خدا | 36. انسان و طبیعت ,

کتاب طبیعت در کتاب خدا

کتاب طبیعت در کتاب خدا

مهدی باقری بروجردی

طبیعت، از ماده «طبع» به معنای: نهاد، سرشت و حیات مادّی است و در تعریف آن گفته‌اند که: «طبیعت، شامل همه موجودات مادّی، همراه با قوانین حاکم بر آنهاست و همچنین اجرام آسمانی و تمامی اجسام اطراف ما را هم شامل می‌شود. مصادیق طبیعت، عبارت‌اند از: زمین، آسمان، کوه، دشت، دریا، رودخانه‌ها، حیوانات، گیاهان، ابرها، بادها و روابط و قوانین حاکم بر آنها» .

در طول تاریخ خلقت، طبیعت، گاه خدای انسان و گاه ابزار انسان بوده است. انسان، همواره یا سوار بر طبیعت است و از مظاهر آن، نهایت استفاده را می‌برد و یا به شدّت، مسحور طبیعت می‌شود و طبیعت، او را رام خویش می‌کند و حتّی زندگی او را دستخوش تغییرات اساسی قرار می‌دهد. بر همین اساس است که رابطه انسان و طبیعت باید با شناخت درست از طبیعت و بر اساس معیارهای عقلانی ترسیم شود .

قرآن کریم ـ که در همه عرصه‌های زندگی، چراغ راهنمای مسلمانان است ـ در این مورد هم به کمک ما آمده است و دستورها و رهنمودهایی را به منظور استفاده درست از طبیعت و رفتار صحیح با مظاهر طبیعی اطرافمان، در اختیار ما قرار داده است تا با اتّکا به آن راهنمایی‌ها، رابطه خود را با محیط اطرافمان به گونه‌ای مؤثّر و سازنده شکل دهیم. اهمیت این موضوع در اسلام، تا حدّی است که ده درصد ایات قرآن (حدود 750 ایه)، به طبیعت و پدیده‌های طبیعی اختصاص یافته است.2

قرآن در ایات گوناگون، ما را به شناخت طبیعت، دعوت کرده است و از ما خواسته است که هنگام حضور در طبیعت، بِدان بیندیشیم :

« در زمین برای اهل یقین، نشانه‌هایی است » . 3

« بنگرید که چه چیزهایی در آسمان و زمین است » . 4

چهره طبیعت در جاهلیت و اسلام

در تفکّر انسان‌های عصر جاهلی، عناصر طبیعی، خدایان انسانْ شناخته می‌شدند؛ امّا با ظهور اسلام و نزول وحی، این پندارهای غلط، نقشِ بر آب شدند. قرآن، همه مردم را به توحید و پرستش خدای یگانه ـ که خالق همه آسمان‌ها و زمین و هر آنچه در آنها است ـ، فراخواند .

آموزه‌های قرآن، همواره بر احترام به طبیعت به عنوان نشانه‌های خدا (ایات) و بهره‌گیری عقلانی از آنها استوار است .

به طور کلّی، ویژگی‌های دیدگاه قرآنی در مقایسه با تفکّرات جاهلی را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد :

1. در نظر قرآن، تمامی عناصر طبیعی (آسمانی و زمینی) در برابر خداوند متعال، خاضع و خاشع‌اند و هیچ موجودی در عبادت شدن، در کنار وی یا شریک وی قرار نمی‌گیرد. تنها خداست که در هستی، تصرّف می‌کند و ماه و خورشید و ستارگان و... در قبضه قدرت او قرار دارند: «فرمان‌روایی آسمان‌ها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آنِ خداست و بازگشت همه به سوی اوست » . 5

2. در تفکّر جاهلی، عناصر طبیعی، به الوهیت گرفته شده بودند؛ ولی از نظر قرآن، همه آنها ایات الهی و نشانه‌هایی بر وجود خداوند هستند و به واقع، کلید و راه معرفت الهی‌اند. قرآن در این باره به صراحت بیان می‌کند : «از نشانه‌های قدرت او، شب و روز و آفتاب و ماه است. به آفتاب و ماه، سجده نکنید. به خدای یکتا که آنها را آفریده است، سجده کنید، اگر او را می‌پرستید » . 6

3. بر خلاف تصوّر جاهلی که عناصر طبیعی (مثل ماه و خورشید و ستارگان و...) را ازلی و ابدی می‌دانستند، خداوند، هیچ کدام از آنها را ازلی یا ابدی نمی‌داند و با به کار بردن واژه‌هایی چون: «ابداع»، «خلق»، «فطر»7، «تسخیر» و... تمام آنها را آفریده و ساخته و تحت اراده و فرمان خود می‌داند: «و مسخّر شما کرد، شب و روز را و خورشید و ماه را و ستارگان، همه فرمان‌بردار او هستند. در این ایه، برای آنها که به عقلْ درمی‌یابند، عبرت‌هاست».8 و نیز تصریح می‌کند که هیچ کدام از آنها جاودانه و ابدی نخواهند بود و سرانجام، روزی فراخواهد رسید که از بین می‌روند و تنها خداست که جاودان باقی می‌ماند: «آن هنگام که خورشید، بی‌فروغ گردد و آن هنگام که ستارگان، فروریزند و آن هنگام که کوه‌ها از جای خود به حرکت درایند... » 9

4. در دیدگاه قرآنی، بر خلاف تصوّر جاهلی، هیچ گونه مبارزه و جنگی بین عناصر طبیعی آسمانی و زمینی وجود ندارد و نیز هیچ عنصری در طبیعت، شرور معرّفی نمی‌شود؛ بلکه بر عکس، قرآن از هماهنگی بسیار دقیقی که بین قوای طبیعی (مانند خورشید و ابر و باد و باران و رشد و نمو گیاهان و...) وجود دارد، سخن به میان می‌آورد.10 و نیز از بسیاری از عناصر طبیعت، با عنوان رزق، رحمت، برکت، زینت و... یاد می‌کند . 11

سفارش قرآن به فراگیری علوم طبیعی

مسلمانان، همواره در پی یادگیری علوم طبیعی و نیز علوم دینی بوده‌اند. جوهری، مفسّر بزرگ اهل سنّت، معتقد است که: «مسلمانان باید در پی یادگیری علوم طبیعی و نیز علوم دینی باشند که قرآن، هر دو را خواسته است و بلکه عنایت قرآن به علوم طبیعی، بیشتر از علوم دینی است. پس چرا از آنچه در اولویت قرار دارد، دوری گزیده‌اند و به آنچه در اولویت قرار ندارد، روی آورده‌اند؟! » 12

متفکّران مسلمان، نه تنها علوم طبیعی را جدا از دین تلقّی نمی‌کردند، بلکه در تحقیقات مربوط به این علوم، به دنبال تبیین جهان بوده‌اند. دلیل این که دانشمندان مسلمان، به تفکّر در طبیعت و تألیف کتب علوم طبیعی پرداخته‌اند، تعالیم قرآنی و احادیث منقول از پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) بوده است. به نمونه آن که علّامه حسن‌زاده آملی نقل می‌کند، دقّت کنید: «شیخ الرّئیس ابو علی سینا، رساله‌ای در خواص کاسنی نوشته است. مرحوم استادم جناب آقا میرزا مهدی الهی قمشه‌ای، شبی در اثنای درس، حکایت فرمود که باعث شیخ بر تصنیف این رساله در خواصّ کاسنی، یک حدیث حضرت رسول الله(ص) بوده که حضرت فرمود: «ریشه کاسنی را نشویید [که اگر شسته شود، خاصیت آن از بین می‌رود . » 13

هدف خداوند از طرح مسائل طبیعی در قرآن

هر چند از دیدگاه قرآن، هدف نهایی طبیعت‌شناسی، افزودن معرفت انسان‌ها نسبت به خداوند و تقرّب به اوست، امّا با بررسی و مطالعه ایات قرآنی، این نکته به دست می‌اید که قرآن از پرداختن به پدیده‌های طبیعی، اهداف متوسطی را نیز دنبال نموده است که لازمه و مقدّمه رسیدن به آن هدف نهایی به حساب می‌ایند که عبارت‌اند از :

1. اثبات جایگاه خداوند به عنوان آفریننده جهان

قرآن برای این که خدا را به انسان نشان دهد و عقربه دل او را در جهت خدا نگه دارد، چگونگی آفرینش موجودات و عظمت حکمت‌هایی را که خدا در آفرینش آنها به کار برده است، به او یادآور می‌شود، تا انگیزه‌ای باشد برای شکر و حق‌شناسی انسان : « بدون شک، در آسمان‌ها و زمین، نشانه‌های فراوانی است برای آنها که اهل ایمان‌اند. همچنین در آفرینش شما و جنبندگانی که در سراسر زمین منتشر ساخته، نشانه‌هایی است برای گروهی که اهل یقین‌اند . » 14

2. اثبات یگانگی خداوند و حاکمیت مطلق او بر تمامی هستی

قرآن، از راه‌های مختلف، سعی کرده است بشریت را به پرستش خداوند یکتا سوق دهد و از شریک قائل شدن برای او برحذر دارد . ایات بسیاری در قرآن وجود دارند که پس از این که آفرینش عناصر مختلف طبیعی را به خداوند نسبت می‌دهند و بیان می‌کنند که اداره امور تمام پدیده‌های طبیعی جهان (علاوه بر خلقت) نیز به دست خداوند یکتاست، انسان ناآگاه را به پرستش ذات یکتای خداوند، دعوت می‌کنند و بیان می‌کنند که نباید معبودی غیر از او را بپرستد: «ایا آن کس که شما را در تاریکی‌های خشکی و دریا راه می‌نماید و آن کس که بادها را پیشاپیش رحمتش بشارتگر می‌فرستد [شایسته عبادت نیست]؟ ایا معبودی دیگر با خدا هست؟ خدا برتر است از آنچه [با او] شریک قرار می‌دهند . » 15

3. نشان دادن عظمت، قدرت، حکمت، علم و رحمت الهی

نظام منظّم و پیچیده طبیعت، دلیل روشنی است بر عظمت خالق متعال و علم بی‌پایان و قدرت سترگ او؛ امّا اُنس بشر با طبیعت و تکراری و روزمرّه بودن حوادث طبیعی (مثل: طلوع و غروب خورشید و ماه، آمد و شدِ شب و روز و تغییر فصول و...)، باعث غفلت انسان از توجّه به خالق آنها می‌شود. از این رو، قرآن، با بیان حوادث روزمرّه زندگی آدمی، انسان را به تأمّل در آنها وا می‌دارد و همه این پدیده‌ها را به عنوان نشانه‌های عظمت و حکمت آفریننده آنها معرّفی می‌کند: «خداست که هر جنبنده‌ای را از آب آفرید. پس برخی از آنها بر روی شکم راه می‌روند و پاره‌ای بر روی دو پا و گروهی بر روی چهار پا. خدا هر چه بخواهد، می‌آفریند و البته خدا بر هر چیزی تواناست » . 16

4. اثبات معاد و حیات دوباره

مسئله معاد و زندگی دوباره و حشر و نشر انسان پس از مرگ، از مسائل پیچیده‌ای است که همواره در طول تاریخ، ذهن بشر را به خود، مشغول داشته است. از این رو، قرآن، یکی از اهداف مهمّ خود را، توجّه دادن انسان به حیات دوباره قرار داده و از راه‌های مختلف (از جمله، ذکر مثال‌های طبیعی) برای اثبات معاد، بهره جسته است: «ایا نمی‌بینند که خدای یکتاست که آسمان‌ها و زمین را بیافرید و در آفریدن آنها در نماند. او می‌تواند مردگان را زنده کند. بلی، او بر هر کاری تواناست»17 و «از ایات قدرت او آن که تو زمین خشک را می‌بینی، که چون آب بر آن بفرستیم، چگونه به جنبش اید و گیاه برویاند. آن کس که آن را زنده می‌کند، زنده کننده مردگان است و البته او بر هر کاری تواناست . » 18

5. تشویق به بهره‌برداری درست از طبیعت

در دوران جاهلیت، مردم بر اثر پیروی از پدران خویش، به خرافاتی دچار شده بودند که بهره‌وری از برخی مَواهب طبیعی را بر خود، حرام کرده بودند و نیز در زراعت و محصولات کشاورزی و باغداری خود، مواردی را برای خود، غیر قابل استفاده می‌دانستند. برای مثال، قسمتی از زراعت و چارپایان خود را نثار بت‌ها می‌کردند و یا مخصوص عدّه‌ای خاص (خدمه بت و متولّیان بت‌خانه‌ها) می‌دانستند و استفاده عموم مردم از آنها را حرام تلقّی می‌کردند و یا مثلاً می‌گفتند آنچه در شکم حیوانات ذبح شده است (جنین)، تنها از آنِ مردان است و بر زنان، حرام است19 و .... .

ولی قرآن با ردّ این افکار خرافی و به رسمیت نشناختن آنها، استفاده از مواهب طبیعی را برای همه انسان‌ها اعم از زن و مرد و از هر گروه و طایفه‌ای که باشند،جایز شمرد: «همانا شما را در زمین، اقتدار بخشیدیم و در آن برای شما، از هر گونه روزی، مقدّر کردیم » . 20

6. بیان مبدأ پیدایش و نحوه تکامل موجودات و نظم آنها

در برخی ایات قرآن، علاوه بر این که مبدأ خلقت و مراحل تکامل بعضی از پدیده‌های طبیعی مطرح شده است، توجّه انسان به هماهنگی بین پدیده‌های طبیعی سوق داده می‌شود و به بشر می‌آموزد که حواث طبیعی عالم را تصادفی فرض نکند و در پی کشف قوانین منظم آنها باشد: «خدایی که بادها را می‌فرستد و به وسیله آنها ابر را برمی‌انگیزاند، پس ابر را هر طور که بخواهد در آسمان می‌گستراند و آن را به صورت قطعه‌قطعه در می‌آورد، آن گاه می‌بینی که قطرات باران از لابه‌لای ابرها خارج می‌شود»21 و «تو در خلقت خدای رحمان، بی‌نظمی و نقصانی نخواهی یافت. پس بازنگر. ایا خللی در آن می‌بینی؟ » . 22

7. استفاده تمثیلی از طبیعت

بهره‌گیری از مَثَل در فرهنگ‌های مختلف، رواج دارد. قرآن نیز برای روشن نمودن برخی حقایق، از مَثَل‌هایی استفاده کرده است که در آنها از پدیده‌های طبیعی ـ که برای مردم، ملموس‌تر و قابل دسترس‌ترند ـ استفاده شده است. برای مثال، به چند نمونه از این تمثیلات اشاره می‌شود :

« اعمال کافران، همچون سرابی است در یک کویر که انسان تشنه، آن را آب می‌پندارد، امّا هنگامی که به سراغ آن می‌اید، چیزی نمی‌یابد » . 23

« اعمال آنان که به پروردگارشان کافر شدند، همچون خاکستری است در برابر تندباد در یک روز توفانی. آنها توانایی ندارند، کمترین حاصلی از آنچه انجام داده‌اند، برگیرند . » 24

« مَثَل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، مَثَل بذری است که هفت خوشه می‌رویانَد و در هر خوشه، یکصد دانه است و خداوند، آن را برای هر کس که بخواهد (شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می‌کند . » 25

یکی از نکات جالبی که در قرآن با آن روبه‌رو می‌شویم، این است که خداوند، حتّی برای دلداری دادن به پیامبران خود نیز از مظاهر طبیعی استفاده کرده است که ماجرای موسی(ع) و تجلّی خداوند بر کوه و متلاشی شدن آن، یکی از این نمونه‌هاست و در جایی دیگر نیز خداوند برای دلداری دادن پیامبر اسلام(ص)، از عناصر طبیعی بهره گرفته، می‌فرماید: «چون تو را دیدند، مسخره‌ات کردند که ایا این است آن پیامبری که خدا بر ما مبعوث کرده است؟... ایا گمان کرده‌ای که بیشترینشان می‌شنوند و می‌فهمند؟ اینان چون چارپایانی بیش نیستند؛ بلکه از چارپایان هم گمراه‌ترند. ندیده‌ای که پروردگار تو چگونه سایه را می‌کشد؟ در حالی که اگر می‌خواست، در یک جا ساکنش می‌گرداند. آن گاه، آفتاب را بر او دلیل گردانیدیم. سپس سایه را اندک‌اندک برگرفتیم. اوست که شب را پوشش شما کرد و خواب را آرامشتان و روز را زمان برخواستنتان. اوست که پیشاپیش رحمت خود، بادها را به مژده فرستاد و از آسمان، آبی پاک نازل کردیم تا سرزمین مرده را بِدان، زندگی بخشیم و چارپایان و مردم بسیاری را که آفریدیم، بدان سیراب کنیم و تا به تفکّر پردازند، باران را میانشان تقسیم کردیم؛ ولی بیشتر مردم، جز ناسپاسی نکردند. اگر می‌خواستیم، به هر آبادی بیم‌دهنده‌ای (پیامبری) می‌فرستادیم. از کافران، اطاعت مکن و به حکم خدا با آنها جهاد کن، جهادی بزرگ. اوست که دو دریا را به هم بیامیخت، یکی شیرین و گوارا و دیگری شورابی سخت گزنده و میان آن دو، مانعی و سدّی استوار قرار داد . » 26

»»»»» 

سال هفتم ، شماره سوم ، صفحه 15 ، ویژه انسان و طبیعت

 


ادامه مطلب
ارسال شده توسط: والـه
نوشته های پیشین


صفحات: 1 2 3 4
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو