به پیر، به پیمبر! | 32. پیامبر رحمت ,

به پیر، به پیمبر!

به پیر، به پیمبر!

سید محسن موسوی آملی

پیامبران الهی، با ورود به هر جامعه­ای، تأثیرات شگرفی را در ابعاد مختلف از خود برجای گذاشته­اند. این تأثیرات را در لایه­های گوناگون زندگی مردم، می­توان یافت. یکی از عرصه­های تأثیرپذیری از نام و یاد و آموزه­های پیامبران، زندگی عادی و عمومی مردم است که با نام «فرهنگ عامه» یا «فرهنگ عامیانه» شناخته می­شود.

شخصیت و مقام پیامبر گران قدر اسلام و آموزه­های روشنگر او نیز در جامعۀ ایرانی، تأثیر زیادی گذاشته، بسیاری از گونه­های کلامی مردم را به خود اختصاص داده است. با نگاهی به مجموعه­های روایت کنندۀ: کنایه­ها، مثل­ها، تشبیه­ها، متل­ها و... درمی­یابیم که نام مبارک پیامبر(ص) و مقام علمی و معنوی ایشان، شکل­دهنده و سازندۀ بسیاری از عبارات عامیانۀ ایرانی است.

در این نوشته، برآنیم تا بخش کوچکی از این گونه­های کلامی را فرادید شما قرار دهیم:

یک. مثل­ها

بخش قابل ملاحظه­ای از ضرب­المثل­ها و زبانزدهای ایرانی، دربارۀ پیامبران الهی است که در آنها به بخشی از زندگی این پیامبران یا اخلاق خاصی از ایشان یا واقعه­ای ویژه از زندگی آنها اشاره شده است. برای مثال، دربارۀ زندگی حضرت ایّوب(ع) «مِثل صبر ایّوب» مَثَل سایری است. یا دربارۀ حضرت یوسف(ع) «گرگ دهن­آلوده و یوسفْ ندریده» و «پیراهن یوسف آوردن» زبانزدِ مردم ایران است.

امّا آنچه که دربارۀ نبیّ مکرّم اسلام، به عنوان مثَل در فرهنگ عامیانه به کار می­رود، به دو دسته تقسیم می­شود. در پاره­ای از این مثل­ها به صورت مستقیم، به پیامبر یا نام شریف ایشان اشاره شده و در بخشی دیگر از مثل­ها، شخصیت یا یکی از رفتارهای ایشان موجب پیدایش این مثل­ها شده است. نمونه­هایی از این مثل­ها را به تماشا می­گذاریم:

1.      نام احمد، نام جمله انبیاست

چون که صد آمد، نود هم پیش ماست1

این شعر مولوی که گاهی اوقات، بیت کامل و گاه مصرع دوم آن در محاورات به کار می­رود، به معنای آن است که وقتی کسی اصل و منبع چیزی را در دست دارد، فروع و جزئیات آن را نیز داراست، چنان که هر کس، عدد صد را داشته باشد، اعداد مادون آن را (از قبیل نود و هشتاد و ...) نیز طبعاً دارست. در گفتگوهای روزانۀ مردم، هرگاه شخصی بخواهد بیان کند که بیش از آنچه طرف مقابلش ادّعا می­کند، در نزد اوست، این بیت را می­خواند.

2. بولهب، کی پاگذارد در مقام مصطفی2

این مصرع شعری، مصرع اوّل از شعری منسوب به صبای کاشانی است که مصرع دوم آن چنین است: «ماکیان چون پرگشاید در مطار جبرئیل». مفهوم این مثل، آن است که هرگز فرد نالایق و بی‌هنر و نادان، نمی­تواند جای شخص شایسته و هنرمند و دانا را بگیرد. این مثل، هنگامی گفته می­شود که فردی بخواهد خود را در جایگاهی بالاتر از مقام خود قرار دهد.

3. انبیا را تکبّری نیست3

هدف از گفتن این مثل، آن است که کار خودْ را خود انجام دادن، قسمتی از تواضع و صفت انبیاست. همان طور که انبیا تکبّر نداشتند، ما نیز نباید تکبّر داشته باشیم و بر عکس، باید تواضع، پیشه کنیم. داستانِ مَثل چنین است: گویند شخصی مدّعی پیغمبری شد.مردم از او معجزه­ای خواستند و گفتند: «پیغمبر خاتم(ص)، درخت را به نزد خود می­خواند و درخت، حرکت کرده، به نزد آن حضرت می­آمد، تو نیز چنین کن» .

آن شخص، قبول کرده، رو به درختی که در آن جا بود، نمود و چندین مرتبه گفت: «بیا پیش من!». چون درخت، اطاعت نکرد و از جای خود حرکت نکرد، آن مرد گفت: «انبیا را تکبّری نیست؛ حالا که درخت، پیش من نمی­آید، من پیش او می­روم» .

4. پیامبر خدا هم، حکم به ظاهر می­کرد4

این مثل و نیز مثلِ «پیغمبر، دیده را ندیده گرفت» بدین معناست که تجسّس از اسرار و رازهای مردم و کاویدن درون مردم و قضاوت کردن بر اساس باطن و نیست­های آنان جایز نیست. هر گاه شخصی بخواهد بر اساس نادیده­ها و پنهانی­ها که خود، ادّعای دانستن آنها را می­کند یا بر اساس جرمی که اتفاق نیفتاده، با کسی برخورد کند، این مثل به او گفته می­شود. منظور، این است که پیغمبر خدا با همۀ علم و آگاهی­اش، با مردم بر اساس ظاهرِ حال آنان و اسلام ظاهری آنان برخورد می­کند، نه بر اساس باطن و اسرار درونی آنها. در سخنی از حضرتش می­خوانیم: «ما بر اساس ظاهر، حکم می­کنیم و خداوند، عهده دار باطن مردم است».5

5 . رطب خورده، منع رطبْ کی کند6

مثل حاضر یا مثل «خرما خورده، منع خرما نکند» را در جایی می­آورند که نصیحت کننده یا آمر به معروف و ناهی از منکر، خود، آراستۀ به آن صفت نیکو یا دور از آن صفت زشت نباشد. بنا بر مشهور، داستان مَثَل، دربارۀ کودکی است که مادرش او را نزد پیامبر(ص) آورد و از ایشان درخواست کرد که به او امر فرماید تا کمتر خرما بخورد. آن حضرت فرمود: «او را روز دیگر بیاور تا او را از خوردن خرما منع کنم».

روز دیگر، وقتی به محضر پیامبر آمدند، پیامبر به آن کودک فرمود که کمتر خرما بخورد. وقتی مادر کودک، از علّت این کار جویا شد، پیامبر فرمود: «روز گذشته، خود، خرما خورده بودم و نمی­توانستم او را از این کار، منع کنم».

دو. دعاها و نفرین­ها

یکی از وسیله­های ابراز احساسات، در مقابل کسانی که آنها را دوست یا دشمن می­داریم، دعا و نفرین است. در این گونه از گفتارهای مردمی، برای کسانی که دوستشان داریم، دعا می­کنیم و از خداوند برایشان خوبی­ها را خواستاریم و برای کسانی که آنها را بد می­دانیم، طلب بدی کرده، آنها را نفرین می­کنیم.

در دعاها و نفرین­ها معمول است که خداوند را به حق، مقام یا آبروی شخصی محترم و بزرگ، نزد خداوند، سوگند می­دهیم و از او می­خواهیم که به حق و منزلتی که این شخصِ باعظمت، نزد خداوند دارد، این دعا و نفرین را مستجاب نماید. یکی از این آبرومندان یا بهتر بگوییم، آبرومندترین و ارجمندترین شخص نزد خداوند، مقام اعظمِ پیامبر(ص) است. در فرهنگ عامّۀ مردم ایران، بسیاری از دعاها و نفرین­ها با توسل به نام و مقام پیامبر(ص) گفته می­شود. خوانندگان گرامی را به نمونه­ای از این دست، توجّه می­دهیم:

در ابتدای بسیاری از دعاها و نفرین­ها این گونه گفته می­شود: الهی! به آبروی پیامبر، الهی! به حقّ آبروی محمّد، الهی! به مقام رسول الله و... این گونه عبارات، در حقیقت، ضمانی است برای اجابت دعا و نفرین. 7 به عنوان نمونه گفته می­شود: «الهی! به حق و آبروی محمّد، دست به خاک بزنی،  طلا بشه!».

سه. سوگندها

یکی از مسائلی که در زندگی عادی و روزمرّه رخ می­دهد، قبولاندن اندیشه، اثبات ادّعا، گرفتن حق، دفاع از ستمدیده، و رساندن حق به حقدار است. برای دستیابی به این مهم، راه حلی­هایی چند وجود دارد. مدّعیان حق، گاه با دلیل و برهان و گاه با آوردن شاهد و ... دیدگاه خود را به اثبات می­رسانند. یکی از این راه ­حل­ها، قسم خوردن و سوگند یاد کردن است. موارد سوگند و اموری که به آن، سوگند یاد می­شود، بسیارند؛ ولی در همۀ دوره­ها، انسان­ها به چیزهایی قسم یاد می1­کردند که مورد پرستش، تقدیس یا احترام ایشان بوده یا این که در شمار عزیزان و محبوبان ایشان باشد.

ایرانیان، پیامبر(ص) را در شمار عزیزترین­های خود برشمرده، در سوگندهای خود، از نام پیامبر(ص) بهره جسته­اند. شماری از سوگندهای ایرانیان که به نام پیامبر اسلام، مزیّن شده­اند، این چنین است:

1. به پیغمبر. سوگندی به پیامبر(ص) است. لازم به ذکر است که هر گاه، کلمۀ پیغمبر، به صورت مطلق می­آید، منظور، محمّدبن عبد الله (ص) است و در مورد دیگر پیامبران، پس از نام ایشان کلمۀ پیغمبر می­آید مانند: دانیال پیغمبر، نوح پیغمبر و ... .8

2. به پیر، به پیغمبر. پیر، مرشد و راهنمای راه است و پیغمبر، همان پیامبر اسلام.9

3. به قرآنی که در سینۀ محمّد است.10 اشاره­ای است به آیات وحی - که جایگاهشان سینۀ مبارک پیامبر(ص) است –  . گویا با همراه کردن نام رسول خدا با آیات قرآن و اشاره به جایگاه حمل قرآن، تأکید بیشتری را برای قسمْ اراده می­کنند.

4. به دندان شکستۀ پیامبر.11 اشاره است به شکستن دندان مبارک پیامبر(ص) در جنگ اُحد .

5. به روح رسول الله.12 با سوگند به روح شریف پیامبر(ص)، تأکید بیشتری برای قسمْ اراده می‌­شود.

چهار. ماشین­نوشته­ها

بخشی از ادبیات و فرهنگ عامیانۀ ما را ماشین­نوشته­ها یا نوشته­های ماشینی می­سازند. این نوشته­ها که در جاهای مختلف از ماشین­ها نوشته می­شوند ، مشتمل بر مطالب زیادی از علاقه­مندی­ها، عرض ارادت به بزرگان دین، حکمت­ها، شعرها، شعارها، طنزها و ... است که به نوعی، بیانِ حال رانندۀ آن اتومبیل است.

این عبارت­ها، معمولاً در پشت اتاق، پیشانی، گل­گیر، سپر عقب، شیشۀ عقب و ... ماشین­های باری (مانند انواع وانت­، نیسان و کامیون) نوشته می­شوند.

این نوشته­ها گاه به شعر و گاهی نثرگونه است و در برخی موارد، به صورت عبارت، کلمه یا مناداهایی نوشته می­شوند. این شیوه از نوشته­ها تابع ادبیاتی خاص و قوانینی مشخص نیست، بلکه به تمامِ معنا عامیانه و ساخته و پرداختۀ عامّۀ مردم است. البته در این میان، شعرها، تک­مصراع­ها یا قطعه­هایی از دعا، آیات قرآنی و روایات و اسمای الهی نیز دیده می­شوند. بخش قابل توجّهی از ماشین­نوشته­های فارسی، در باب عرض ارادت به پیشگاه پیشوایان معصوم، امامان و امامزاده­ها(ع) هستند.

این نوشته­ها که خود، به چند گونه تقسیم می­شوند، نوعی اظهار دوستی و محبّت و نیز توسّل به درگاه اهل بیت(ع) است. ماشین­نوشته­هایی که دربارۀ پیامبر(ص) وجود دارد، بخشی از این نوع نوشته را تشکیل می­دهند که چند نمونه از آن، در پی می­آید:

1 . بر جمال محمّد صلوات13

بر اساس آموزۀ فرستادن صلوات، با شنیدن و دیدن نام پیامبر(ص) و ثواب­هایی که برای صلوات برشمرده شده است، از هر وسیله­ای برای صلوات بر پیامبر و آل پاکش استفاده می­کنند. در صلوات فرستادن و صلوات گرفتن از مردم، از شیوه­هایی مختلف و الفاظی گوناگون استفاده می­شود که این مورد، یکی از آنهاست.

2 . محمّد، رسول الله (ص)

3 . محمّد، تاجدار مدینه

4. محمّد، شمع جمع­ آفرینش

در موارد بالا، رانندگان، همراه با آوردن نام پیامبر(ص)، صفتی از صفات ایشان را آورده­اند. رسول­الله، تاجدار مدینه و شمع جمع آفرینش، از اوصافی است که برای حضرتش آورده شده و به نوعی، بیانگر ویژگی­های ایشان است.

5 . یا محمّد مصطفی(ص)

6 . یا رسول الله(ص)

این دو عبارت ندایی، توسل­گونه­ای است به پیامبر(ص) که در حقیقت، رانندگان، با خطاب کردن و توسّل کردن ایشان، خود را در پناه حضرت محمّد(ص) قرارداده، از بلاها و خطرها و تصادفات، امان­جویی می­کنند.

7. بیمۀ پیامبر(ص)

8. بیمۀ حضرت محمّد(ص)

بیمه کردن، عملی است که شخص، هرگونه زیان و خسارتی را که ممکن است به جان یا مال او وارد شود، با پرداخت حقّ معیّنی، به عهدۀ شخص دیگری می­گذارد که هر گاه خطر یا خسارت، به او رسید، بیمه کننده، غرامت آن را بدهد.

امّا در این بیمه­ها – که در نوشته­های ماشینی دیده می­شود –  ، بیمه­گزار با بیمۀ ماشین خود، در حقیقت می­خواهد که ماشین خود را از گزند هر گونه خطر و حادثه­ای زیان­آور، مصون بدارد.

این بیمه­ها که به نام یکی از معصومان(ع) یا امام­زاده­ها بر روی ماشین­ها نوشته می­شوند، بیانگر اظهار ارادت راننده­ها به این بیمه­کنندگان است. در دو عبارت بالا، رانندگان، خود و خودروی خود را به نام مبارک پیامبر(ص) بیمه کرده­اند.

پنج . شعرهای حدیثی

شاعران پارسی­گوی، در اشعار خود از سخنان گهربار رسول گران­قدر اسلام و دیگر معصومان(ع)، بهره­های فراوان برده­اند. در بخشی از استفاده­های شاعران ایرانی، عباراتی چون «چنین گفت پیغمبر» یا «گفت پیغمبر» و ... وجود دارند که سخنان پیامبر(ص) در آنها گنجانده شده­اند. این شعرها به خاطر در برداشتن مضامین عالی از کلام رسول خدا (ص)، بین مردم ایران، شهرتی وافر یافته و همچون مثلی سایر، سینه به سینه گشته و از دل، بر زبانْ جاری شده، در سطح جامعه، مشهور و همه­گیر شده است. بخشی از این شعرها را می­توان در مجموعه­های «امثال و حکمِ» ایران زمین یافت. در این جا به چند نمونه از اشعار مولوی اشاره می­کنیم:

1.گفت پیغمبر به آواز بلند

با توکّل، زانوی اشتر  ببند.1

از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: شخصی نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و عرض کرد: شترم را رها کنم و توکّل کنم یا زانویش را ببندم و توکّل کنم. پیامبر(ص) فرمود: «آن را ببند و توکّل کن».15

مراد این بیت و این حدیث، آن است که نباید با توکّل، دست از کار و تلاش برداشت و باید از وسیله­ها نیز استفاده کرد و در رسیدن به هدف، همراه با استفاده از وسایل، به خدا توکّل کرد.

2. گفت پیغمبر که چون کوبی دری

عاقبت، زان در برون آید سری.16

در این آموزۀ نبوی، به پیروان، سفارش شده است تا کمر همّت ببندند و برای دستیابی به خواستۀ خود، در کوبیدن درِ خانۀ صاحب­خانه، مداومت کنند. در سفارش پیامبر(ص) به اباذر آمده است: «هر کس درِ خانه­ای را بسیار بکوبد، به رویش گشوده می­شود».17

3. گفت پیغمبر به اصحاب کبار

تن مپوشانید از باد بهار.18


در این بیت منسوب به مولوی ، به پیروان حضرت محمّد(ص) سفارش شده است که در هنگام وزش باد بهاری، تن خود را از این باد سرمپوشانند.

 در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «سرمای بهار را غنیمت شمرید (و بدن خود را در معرض آن قرار دهید)؛ زیرا با بدن شما آن می­کند که با درختان می­کند و از سرمای پاییزی بپرهیزید (و لباس بیشتری بپوشید)؛ زیرا همان کاری را که با درختان می­کند، با بدن شما نیز چنین می­کند».19

»»»»»

پی نوشت ها:

1.       امثال و حکم، دهخدا، ج 4، ص 1786.

2.       داستان نامه بهمنیاری، بهمنیار، ص 108.

3.       همان، ص 47.

4.       امثال و حکم، ج 1، ص 525.

5.       شرح اصول الکافی، ملاصالح، ج 8، ص 172.

6.       دوازده هزار مثل فارسی، شکورزاده، ص 571.

7.       کتاب کوچه، شاملو، ج 5، ص 1716.

8.       همان، ج 8، ص 1053.

9.       همان، ج 5، ص 1736.

10.   همان، ج 5، ص 1742.

11.   همان، ص 1740.

12.   همان، ص 1740.

13.   مستند ماشین نوشته­هایی که در این مقاله می­آید، با ذکر مشخصات ماشین مورد نظر و تاریخ رویت آن، نزد نویسنده موجودت.

14.   امثال و حکم، ج 1، ص 347.

15.   التوحید، صدوق، ص 362.

16.   داستان نامۀ بهنیاری، ص 471.

17.   الامالی، طوسی، ص 529.

18.   امثال و حکم، ج 3، ص 1314.

19.   بحارالانوار، ج 59، ص 271.

 

سال ششم ، شماره پنجم ، صفحه 116 ، ویژه پیامبر رحمت

 


ارسال شده توسط: والـه
نوشته های پیشین


صفحات: 1 2 3 4 5 6 7
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو