معدّل‌ اخلاق ما | 31. دین و عدالت ,

معدّل‌ اخلاق ما

 

معدّل‌ اخلاق ما

حمید عابدی‌

فلانی‌، از نظر اخلاقی‌، آدم‌ متعادلی‌ نیست‌ !

این‌ جمله‌ به‌ گوشتان‌ آشنا نیست‌؟ شاید اگر تا به‌ حال‌، خودتان‌ آن‌ را به‌ زبان‌ نیاورده‌اید، بارها از زبان‌ دوستان‌ و یا اطرافیان‌ خود شنیده‌اید.

و امّا چند سؤال‌:

یك‌ نفر، چه‌ ویژگی‌های‌ اخلاقی‌ای‌ می‌تواند داشته‌ باشد كه‌ بگوییم‌ از نظر اخلاقی‌، متعادل‌ است‌؟ و یا به‌ عبارت‌ علمی‌تر، معیارهای‌ «اعتدال‌ اخلاقی‌» كدام‌ها هستند؟ اصلاً یك‌ جوان‌ امروزی‌، از كجا باید بفهمد كه‌ اخلاق معتدلی‌ دارد یا نه‌؟ و اصولاً چه‌ رابطه‌ای‌ بین‌ «اعتدال‌» و «اخلاق» وجود دارد؟

اخلاق «خوش‌» یا «معتدل‌»

هنگامی‌ كه‌ صحبت‌ از اخلاق و جنبه‌های‌ مختلف‌ آن‌ به‌ میان‌ می‌آید، اولین‌ چیزی‌ كه‌ به‌ ذهن‌ می‌رسد، اخلاق خوب‌ (پسندیده‌) و اخلاق بد (ناپسند) است‌، كه‌ از اولی‌ به‌ «خوش‌اخلاقی‌» و از دومی‌ به‌ «بداخلاقی‌» تعبیر می‌شود. در اصطلاح‌ عوام‌، خوش‌اخلاق به‌ افراد خنده‌رو و بذله‌گو، خوش‌قول‌ و متعهّد و افرادی‌ كه‌ با همه‌ جور آدمی‌ بسازند گفته‌ می‌شود و در مقابل‌، به‌ افراد بدقول‌، بهانه‌گیر، عبوس‌، اخمو و عصبانی‌ و افراد ناسازگار و مستبد، بداخلاق گفته‌ می‌شود. اما آیا می‌توان‌ گفت‌ كه‌ هر فرد خوش‌اخلاقی‌، دارای‌ اعتدال‌ اخلاقی‌ هم‌ هست‌؟ و یا به‌ عبارتی‌، افراد خوش‌اخلاق را از نظراخلاقی‌ كامل‌ دانست‌؟

چه‌ بسا ممكن‌ است‌ فردی‌ در ظاهر، انسان‌ خوش‌اخلاق به‌ نظر آید، ولی‌ در درون‌، فردی‌ ترسو، هوسران‌، حسود، حریص‌ و... باشد و یا بر عكس‌، ممكن‌ است‌ همین‌ فردِ خوش‌اخلاق، نه‌ تنها ترسو نباشد، بلكه‌ آن‌ قدر در شجاعتْ افراط‌ كند كه‌ به‌ تهوّر كشیده‌ شود. مثل‌ این‌ كه‌ حتی‌ پریدن‌ از یك‌ ساختمان‌ پنج‌ طبق‌ هم‌ برایش‌ ترسی‌ نداشته‌ باشد و یا این‌ كه‌ در پرهیز از شهوات‌، دچار خمود و بی‌توجهی‌ كامل‌ به‌ نیازهای‌ جسمی‌ و روحی‌ خود شده‌ باشد و یا به‌ جای‌ حرص‌ و طمع‌، آن‌ قدر دست‌ و دلباز باشد كه‌ تمام‌ زندگی‌ خود را خرج‌ دوستان‌ و آشنایان‌ كند. پس‌ ملاحظه‌ می‌كنید كه‌ بین‌ خوش‌اخلاقی‌ و اخلاق متعادل‌، فاصلة‌ زیادی‌ وجود دارد؛ اما این‌ كه‌ «اخلاق متعادل‌» چیست‌ و چه‌ معیارهایی‌ دارد، بحث‌ اصلی‌ این‌ نوشتار است‌ كه‌ در ادامه‌ به‌ آن‌ می‌پردازیم‌ .

معیارهای‌ اعتدال‌ اخلاقی‌

قرآن‌ كریم‌، در نصایح‌ لقمان‌ به‌ فرزندش‌ می‌آورد كه‌: «و در كارهایت‌، میانه‌رو باش‌!» 1 حال‌، اگر از شما بخواهند میانه‌رَوی‌ یا اعتدال‌ اخلاقی‌ را تعریف‌ كنید، چه‌ جوابی‌ می‌دهید؟

خب‌، شاید بگویید: با رعایت‌ تمام‌ اصول‌ و موازین‌ می‌توان‌ به‌ اعتدال‌ اخلاقی‌ دست‌ یافت‌ .

حال‌ اگر از شما بخواهند كه‌ این‌ معیارها و موازین‌ اخلاقی‌ را نام‌ ببرید، به‌ چه‌ چیزهایی‌ اشاره‌ می‌كنید؟ آیا می‌توانید تمام‌ آن‌ اصول‌ را یك‌ به‌ یك‌ و بدون‌ این‌ كه‌ چیزی‌ را از قلم‌ انداخته‌ باشید، نام‌ ببرید، به‌ گونه‌ای‌ كه‌ به‌ طور قطع‌ بتوان‌ گفت‌ با رعایت‌ این‌ اصول‌ می‌توان‌ مطمئن‌ بود كه‌ اخلاق متعالی‌ داریم‌؟

احتمالاً شما هم‌ با من‌ هم‌ عقیده‌ هستید كه‌ این‌ كار، بسیار مشكل‌ و تا حدّی‌ غیر ممكن‌ است‌؛ چون‌ كه‌ به‌ راحتی‌ نمی‌توان‌ تمام‌ صفات‌ و حالات‌ اخلاقی‌ انسان‌ را نام‌ برد و برای‌ آنها معیار و واحد مشخصی‌ ارائه‌ نمود .

پس‌ چه‌ باید كرد؟

پژوهشگران‌ و اندیشمندان‌ علم‌ اخلاق، از گذشته‌های‌ دور تا كنون‌، مطالعات‌ زیادی‌ بر روی‌ این‌ موضوع‌ انجام‌ داده‌اند و سرانجام‌ توانسته‌اند یك‌ فرمول‌ بسیار ساده‌، به‌ دست‌ آورند كه‌ هر كس‌ با استفاده‌ از آن‌ می‌تواند به‌ تعریف‌ جامع‌ و روشنی‌ از اعتدال‌ اخلاقی‌ دست‌ پیدا كند و آن‌ را معیاری‌ برای‌ معتدل‌ نمودن‌ اخلاق خود قرار دهد .

ارسطو كه‌ از اولین‌ صاحب‌نظران‌ در این‌ زمینه‌ است‌، بر این‌ عقیده‌ است‌ كه‌ نفس‌ انسان‌، توسط‌ سه‌ نیروی‌ (قوة‌) اصلی‌ هدایت‌ و كنترل‌ می‌شود كه‌ اولینِ آنها نیروی‌ شهوت‌ (قوه‌ شهویه‌) است‌. انسان‌ با استفاده‌ از این‌ نیرو، نیازهای‌ حیاتی‌ بدن‌ خود، مانند غذا، آب‌، مسكن‌ ، پوشاك‌ و یا كشش‌های‌ غریزی‌ مانند میل‌ جنسی‌، حبّ ذات‌ و... را جذب‌ می‌كند؛ نیازهایی‌ كه‌ در صورت‌ استفادة‌ صحیح‌، به‌ ابزار تحصیل‌ كمال‌ نفس‌ تبدیل‌ می‌شوند. دومین‌ نیرو، نیروی‌ خشم‌ (قوه‌ غضبیه‌) است‌ كه‌ باعث‌ دفع‌ نیروهای‌ مزاحم‌ و مشكل‌آفرین‌ از بیرون‌ و مبارزه‌ با نیروی‌ شهوت‌ در درون‌ نفس‌ انسان‌ می‌شود. این‌ دو نیرو، نیروهای‌ مشترك‌ بین‌ انسان‌ و سایر موجودات‌اند؛ اما نیروی‌ سومی‌ كه‌ مخصوص‌ انسان‌ و وجه‌ تمایز او از سایر موجودات‌ است‌، نیروی‌ ادراك‌ (قوه‌ عقلیه‌) نام‌ دارد كه‌ تشخیص‌ خیر و شرّ امور را بر عهده‌ دارد و كنترل‌ و ادارة‌ سایر نیروها را بر عهده‌ می‌گیرد و آنها را تعدیل‌ می‌كند .

به‌ گفتة‌ ارسطو، سعادت‌ انسان‌ در این‌ است‌ كه‌ این‌ سه‌ نیرو را از افراط‌ و تفریط‌، دور نگه‌ دارد و در زندگی‌، تعادل‌ میان‌ آنها را حفظ‌ كند. تنها در این‌ صورت‌ است‌ كه‌ می‌توان‌ به‌ اخلاقی‌ متعادل‌ دست‌ یافت‌؛ چرا كه‌ اگر این‌ غرایز و نیروهای‌ باطنی‌، در میدان‌ وسیع‌ فعالیت‌ خود، آزاد گذاشته‌ شوند و به‌ هیچ‌ وجه‌ كنترل‌ و تعدیل‌ نشوند، انسان‌ را به‌ نابودی‌ می‌كشانند. از طرفی‌، وجود هر یك‌ از این‌ نیروها در باطن‌ انسان‌، نعمتی‌ بزرگ‌ از نعمت‌های‌ الهی‌ است‌ و اگر از آنها درست‌ استفاده‌ شود، انسان‌ را به‌ سوی‌ تكامل‌ اخلاقی‌ و سعادت‌ ابدی‌، راهنمایی‌ خواهند كرد. 2

افلاطون‌ نیز در كتاب‌ «جمهور» خود، چهار فضیلت‌ اصلی‌ را برای‌ انسان‌ برشمرده‌ است‌ كه‌ عبارت‌اند از: عدالت‌، میانه‌روی‌، خردمندی‌ و شجاعت‌. به‌ نظر او عدالت‌، فضیلت‌ كنترل‌كننده‌ یا هماهنگ‌كنندة‌ فضایل‌ دیگر است‌ و انسان‌ عادل‌، انسان‌ منضبطی‌ است‌ كه‌ شهواتش‌ تابع‌ عقل‌ اوست‌. 3

بسیاری‌ از حكما و اندیشمندان‌ اسلامی‌ هم‌ در آثار و نوشته‌های‌ خود، تنها راه‌ دستیابی‌ به‌ اعتدال‌ اخلاقی‌ را برقراری‌ تعادل‌ بین‌ نیروهای‌ نفسانی‌ انسان‌ دانسته‌اند. برای‌ مثال‌، امام‌ محمّد غزالی‌ در دو كتاب‌ «كیمیای‌ سعادت‌» و «إحیاء العلوم‌»، خواجه‌ نصیر الدین‌ طوسی‌ در كتاب‌ «اخلاق ناصری‌»، ملاّهادی‌ سبزواری‌ در دو كتاب‌ «اسرار الاساس‌ فی‌ رموز الطاعات‌» و «اشارات‌ العبارات‌»، ابو علی‌ سینا در «الشفاء»، ملاّ عبد الرزاق لاهیجی‌ در «گوهر مراد»، ملاّ محمّد مهدی‌ نراقی‌ در «جامع‌ السعادات‌» و بسیاری‌ از متفكران‌ دیگر، انسان‌ را از افراط‌ و تفریط‌ در پرورش‌ هر یك‌ از این‌ نیروهای‌ نفسانی‌ بر حذر داشته‌اند و آثار سوء آن‌ را گوشزد نموده‌اند. 4 مثلاً افراط‌ در نیروی‌ خشم‌ (قوه‌ غضبیه‌) را باعث‌ به‌ وجود آمدن‌ صفتی‌ به‌ نام‌ تَهوُّر (بی‌ باكی‌ غیر معقول‌ یا خیره‌سری‌) در انسان‌ دانسته‌اند و تفریط‌ در آن‌ را باعث‌ ایجاد جُبن‌ (ترس‌ بی‌ مورد) می‌دانند. شخص‌ ترسو (جَبون‌)، به‌ خاطر ترس‌ بیش‌ از حد، قادر نخواهد بود كه‌ در بسیاری‌ از موارد، از حقّ خود دفاع‌ كند. در مورد نیروی‌ شهوت‌ (قوه‌ شهویه‌) نیز صاحب‌نظران‌، افراط‌ در آن‌ را باعث‌ ایجاد صفت‌ هرزگی‌ (شَرَه‌ یا آزمندی‌ در خوردن‌ و خوابیدن‌ و تأمین‌ نیازهای‌ جنسی‌) و تفریط‌ در آن‌ را باعث‌ ایجاد حالت‌ خُمود یا بی‌ تفاوتی‌ نسبت‌ به‌ نیازها و امیال‌ جسمی‌ و روحی‌ می‌دانند. همچنین‌ افراط‌ در نیروی‌ ادراك‌ (قوه‌ عقلیه‌) را باعث‌ بروز حالتی‌ در انسان‌ بر می‌شمارند كه‌ فكر از حد مطلوب‌ خود، خارج‌ و ذهن‌ از راه‌ راست‌، منحرف‌ می‌شود و وسواس‌ها موشكافی‌هایی‌ انجام‌ می‌دهد كه‌ مطابق‌ با واقع‌ نیست‌ و باعث‌ توطئه‌اندیشی‌ و بدبینی‌ و نومیدی‌ یا زیركی‌ بیش‌ از حد و فریفتن‌ و گول‌ زدن‌ دیگران‌ می‌شود، كه‌ به‌ این‌ حالت‌، «جُربُزه‌» یا «سَفسطه‌» و یا «جهل‌ مركب‌» می‌گویند، و تفریط‌ در این‌ نیرو را كه‌ باعث‌ تعطیل‌ شدن‌ تفكرات‌ عقلی‌ می‌شود، «جهل‌ بسیط‌» یا بلاهت‌ و كودنی‌ و ساده‌انگاری‌ می‌نامند. 5

اما در صورت‌ رعایت‌ تعادل‌ در این‌ قوای‌ سه‌ گانه‌، از قوة‌ غضب‌، «شجاعت‌» پدید می‌آید و از نیروی‌ شهوت‌، «عفّت‌» (به‌ معنای‌ خویشتنداری‌ و پاك‌دامنی‌) و از عقل‌، «حكمت‌». و هر گاه‌ میان‌ این‌ سه‌ نیروی‌ كنترل‌ شده‌، تعادل‌ و هماهنگی‌ برقرار شود، حالتی‌ به‌ وجود می‌آید كه‌ در فلسفة‌ اخلاق، از آن‌ به‌ «تعادل‌» یا «اعتدال‌» تعبیر می‌شود. این‌ حالت‌، در واقع‌، برقراری‌ نوعی‌ «عدالت‌» در مُلك‌ وجود انسان‌ است‌ كه‌ می‌توان‌ آن‌ را «عدالت‌ اخلاقی‌» نامید. این‌ صورت‌ از عدالت‌، عبارت‌ است‌ از: ائتلاف‌ و همكاری‌ همة‌ قوا و اتفاق نظر آنها زیر نظر عقل‌، به‌ طوری‌ كه‌ با سایر قوا و با همدیگر، كشمكش‌ نداشته‌ باشند و هر قوه‌ای‌ به‌ جایگاه‌ و قدر شایستة‌ خود برسد. 6 به‌ عبارت‌ دیگر، عدالت‌ اخلاقی‌، به‌ معنای‌ دست‌ یافتن‌ به‌ مرحله‌ای‌ از توان‌ و تسلّط‌ روحی‌ است‌ كه‌ امكان‌ میانه‌روی‌ در كارها را پدید آورد و انسان‌ را از غلطیدن‌ به‌ دام‌ افراط‌ و تفریط‌ باز دارد .

فایدة‌ عدالت‌ اخلاقی‌

عدالت‌ در رفتار با دیگران‌، مهم‌ترین‌ صفت‌ هر انسان‌ و بارزترین‌ ویژگی‌ حكومت‌ دینی‌ و مردمی‌ است‌. انسان‌ در پرتو عدالت‌، به‌ كمال‌ اخلاقی‌ و بلوغ‌ معنوی‌ دست‌ می‌یابد و نظام‌ اجتماعی‌ بر پایة‌ عدالت‌ نیز به‌ والاترین‌ اهداف‌ رشد و توسعه‌ نایل‌ می‌شود. پیامبران‌ بزرگ‌ الهی‌، علاوه‌ بر برخورداری‌ از مقام‌ و موقعیت‌ شگفت‌انگیز روحانی‌ و معنوی‌شان‌، جملگی‌، منادی‌ عدالت‌ و بر پا كنندة‌ قسط‌ و داد بوده‌اند. حیات‌ بشری‌ نیز در پی‌ انتظاری‌ طولانی‌ در چارچوب‌ عدالتی‌ جهانی‌ و فراگیر، رقم‌ خواهد خورد. 7

اگر در یك‌ جامعه‌، فضایل‌ اخلاقی‌ رواج‌ داشته‌ باشد و تعادل‌ اخلاقی‌ حكم‌فرما باشد، بی‌تردید، آن‌ جامعه‌ از آرامش‌ و سلامت‌ بالایی‌ برخوردار خواهد بود. اگر دنیای‌ امروز، گرفتار كشمكش‌ها، فحشا، فقر و ده‌ها فتنه‌ و فساد دیگر است‌، و اگر جوانان‌ جوامع‌ مختلف‌ شرقی‌ و غربی‌ به‌ انحرافات‌ فكری‌ و بی‌بند و باری‌های‌ جنسی‌ آلوده‌ شده‌اند، عمدتاً به‌ علت‌ حاكمیت‌ فضایل‌ اخلاقی‌ در جامعه‌ و عدم‌ توجّه‌ به‌ ارزش‌ها و آداب‌ اخلاقی‌ انسانی‌ در جهان‌ معاصر است‌ .

اگر قرار باشد برای‌ اصول‌ اخلاقی‌ در یك‌ اجتماع‌، فوایدی‌ را برشمرد، باید تمام‌ فوایدی‌ را كه‌ برای‌ حضور یك‌ دین‌ در آن‌ اجتماع‌ مطرح‌ می‌شود، برای‌ این‌ فضایل‌ اخلاقی‌ هم‌ برشمرد؛ چرا كه‌ در حقیقت‌، رسالت‌ نهایی‌ پیامبران‌ و ادیان‌ الهی‌، همان‌ طور كه‌ پیامبر اسلام‌ (ص‌) نیز می‌فرماید، ترویج‌ فضایل‌ و مكارم‌ اخلاق در بین‌ مردم‌ است‌. 8

اگر با دقت‌ به‌ احكام‌ و دستورهای‌ ادیان‌ مختلف‌ و بخصوص‌ دین‌ مبین‌ اسلام‌ توجه‌ كنید، متوجه‌ می‌شوید كه‌ تقریباً تمام‌ این‌ دستورها و احكام‌، به‌ یك‌ نكته‌ اشاره‌ دارند و آن‌ هم‌ چیزی‌ نیست‌ جز این‌ كه‌ انسان‌ها را به‌ رعایت‌ حقوق و اصول‌ اخلاقی‌ در قبال‌ یكدیگر و در برابر پروردگار خویش‌ فرا می‌خوانند. در حقیقت‌، رسولان‌ الهی‌ آمده‌اند تا به‌ انسان‌ها بیاموزند كه‌ چگونه‌ با یكدیگر رفتار كنند كه‌ دیگر اثری‌ از ظلم‌ و ستم‌، فحشا و فساد، فقر و گرسنگی‌ و هرج‌ و مرج‌ و بی‌بند و باری‌ نباشد (شما را به‌ آیین‌ اسلام‌ هدایت‌ كردیم‌ و به‌ اخلاق معتدل‌ و سیرت‌ نیكو بیاراستیم‌) 9 و این‌ هدف‌، جز با اصلاح‌ و تعدیل‌ اخلاق تك‌ تك‌ اعضای‌ یك‌ جامعه‌ و در سطح‌ گسترده‌تر، تمام‌ انسان‌های‌ روی‌ زمین‌، به‌ دست‌ نمی‌آید؛ اخلاقی‌ كه‌ مبتنی‌ بر عدالت‌ و ارزش‌های‌ والای‌ انسانی‌ باشد، و همین‌ امر است‌ كه‌ پیامبر اسلام‌ (ص‌) بیشترین‌ تأكید را بر آن‌ دارد، آن‌ جا كه‌ می‌فرماید: «ای‌ مردم‌! بر شما باد به‌ تعادل‌ و میانه‌روی‌! بر شما باد به‌ تعادل‌ و میانه‌روی‌! بر شما باد به‌ تعادل‌ و میانه‌روی‌». 10

امام‌ علی‌ (ع‌) كه‌ نمونة‌ واقعی‌ یك‌ انسان‌ عادل‌ به‌ تمام‌ معناست‌ نیز به‌ پیروان‌ خود چنین‌ توصیه‌ می‌كند كه‌: «به‌ درستی‌ كه‌ خداوند، كتابی‌ را فرستاد كه‌ هدایت‌ كننده‌ و راهنماست‌ و در آن‌، نیكی‌ و بدی‌ را آشكار كرد. بنا بر این‌، راه‌ خیر را در پیش‌ بگیرید كه‌ هدایت‌ می‌شوید و از شرارت‌ و بدی‌ دوری‌ كنید تا میانه‌رو بوده‌ باشید». 11

»»»»»

پی‌نوشت‌ها :

1. سورة‌ لقمان‌، آیة‌ 19.

2. مكتب‌ها و نظریه‌های‌ اخلاقی‌ ، محمّد تقی‌ مصباح‌ یزدی‌، قم‌: مؤسسة‌ امام‌ خمینی‌، 1384، ص‌ 69.

3. گلبانگ‌ عدالت‌ ، اسماعیل‌ پرور، قم‌: بوستان‌ كتاب‌، 1382، ص‌ 25.

4.  زندگی‌ در آیینة‌ اعتدال‌ ، مجتبی‌ فرجی‌، قم‌: بوستان‌ كتاب‌، 1380، ص‌ 24.

5.  مبانی‌ اخلاق ، محمّد رحیم‌ نوری‌، تهران‌: خورشید باران‌، 1383، ص‌ 36؛ مبانی‌ اخلاق اسلامی‌ ، مختار امینیان‌، قم‌: بوستان‌ كتاب‌، 1381، ص‌ 19.

6.  مبانی‌ اخلاق ، ص‌ 35.

7.  گلبانگ‌ عدالت‌ ، ص‌ 9.

8. پیامبر خدا فرمود: مبعوث‌ شده‌ام‌ تا ارزش‌های‌ اخلاقی‌ را به‌ كمال‌ برسانم‌ ( كنز العُمّال‌ ، حدیث‌ 5217 )

9. سورة‌ بقره‌، آیة‌ 143.

10. سنن‌ ابن‌ ماجة‌ ، ج‌ 2، ص‌ 1417.

11.  نهج‌ البلاغه‌ ، خطبة‌ 167.

سال ششم ، شماره چهارم ، صفحه 40 ، ویژه دین و عدالت

 

 


ارسال شده توسط: والـه
نوشته های پیشین


صفحات: 1 2 3
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو