من، بى‏كار و بدون سرمایه‏ام! | 30. کار و اشتغال ,

    من، بى‏كار و بدون سرمایه‏ام!

    فرشته وصالى

 در جامعه كنونى ما ، جوانان بسیارى هستند كه با داشتن مدرك تحصیلى بالا ، بى‏كارند و هر روز هم در حال افزایش‏اند كه این مى‏تواند براى هر كشورى معضلات فرهنگى ، اجتماعى و حتى امنیتى ایجاد كند.

 مى‏گویند در حال حاضر ، هفده درصد از جوانان ما بى‏كارند . من هم یكى از اینها به شمار مى‏آیم كه چندى پیش براى انجام دادن كار از سوى یكى از دوستانم دعوت شدم كه ...

 آن روز خیلى كنجكاو شده بودم . دلم مى‏خواست هر چه زودتر ساعت ده شود. نیم ساعت زودتر، از خانه زدم بیرون . مى‏دانستم كه قبل از او سر قرار مى‏رسم. وقتى كه رسیدم هنوز یك ربع به ده مانده بود . همان‏جا روى نیمكت نشستم. یك لحظه چشمم افتاد به بچه‏هایى كه داشتند سرسره بازى مى‏كردند . یك آن آرزو كردم كه كاش من هم بچه بودم تا دیگر این مشكلات را نداشتم. یك سال بود كه لیسانسم را گرفته بودم و براى پیدا كردن كار، به هر درى زدم، اما نتوانستم كارى دست و پا كنم. خیلى از دوستانم با مدرك لیسانس براى این كه به نان شبشان محتاج نباشند ، توى بیمارستان‏ها به عنوان خدماتچى كار مى‏كردند. به قول یكى از دوستانم من به اندازه آنها مشكل نداشتم تا تن به این‏طور كارها بدهم؛ چون هنوز تو هتل بابا بودم )البته با توجه به لیسانسم مى‏گویم كه این كارها شاید كسر شأن من باشد(.

 داشتم به حرف‏هاى دوستم فكر مى‏كردم كه گفته بود یه كارى برام سراغ داره كه خیلى هم باكلاسه و هم درآمد خیلى خوبى داره. براى آمدنش لحظه‏شمارى مى‏كردم. خیلى دوست داشتم هر چه زودتر بفهمم این كارى كه مى‏گه چیه.

 توى خیال خودم غوطه‏ور بودم كه دستى خورد به شانه‏ام... .

 - سلام ، هواست كجاست؟

 به خودم آمدم و گفتم : سلام... داشتم به كار باكلاسى كه گفته بودى فكر مى‏كردم... .

 پرسید : لذت‏بخش بود ، نه؟... .

 - خیلى ، ولى به شرطى كه واقعاً همچین كارى وجود داشته باشه.

 - مطمئن باش وجود داره، این من و توییم كه از دنیا بى‏خبریم . پاشو بریم... .

 با تعجب گفتم : خوب ، همین جا برام توضیح بده ، كجا باید بریم؟

 - نه ، این جا نمى‏شه ، باید برویم خانه یكى از بچه‏ها.

 كم‏كم داشتم بهش شك مى‏كردم . یعنى كارى كه گفته بود، چه كارى مى‏توانست باشه؟

 یك لحظه با تردید به چهره‏اش نگاه كردم . پوزخندى زد و گفت : چیه ، شك كردى؟ به من اطمینان ندارى؟ نترس بابا! كارى كه گفته‏ام خلاف نیست ، تو كار مواد هم نیستم ، دزدى هم نمى‏خوام یادت بدم.

 انگار كه كاملاً ذهن من را خوانده بود ، با شنیدن این حرف‏ها كمى خیالم راحت شد.

 بعد از كمى پیاده‏روى به خانه یكى از دوست‏هاى قدیمى‏اش رسیدیم كه من هم قبلاً یكى دو بار دیده بودمش. پس از احوال‏پرسى و پذیرایى ، او درباره یك سیستم اینترنتى، توضیحاتى به من داد كه یك نوع بازاریابى شبكه‏اى بود و گفت : پس از وارد شدن به این سیستم، اگر آموزش‏هاى لازم را ببینم مى‏توانم با آنها كار كنم و درآمد خوبى هم خواهم داشت.

 قبلاً ، چیزهایى در مورد این نوع كارها شنیده بودم، ولى باورم نمى‏شد كه واقعاً از این طریق هم مى‏شود پول درآورد. از آن جا كه آمدیم بیرون ، حسابى توى فكر فرو رفتم. دوستم هم اصلاً دیگه راجع به این موضوع، صحبتى نكرد. شاید اجازه مى‏داد كه خوب فكرهامو بكنم. تا شب ، ذهنم مشغول بود و سؤال‏هاى زیادى برایم پیش آمد ، كه باید همه آنها را ازش مى‏پرسیدم. براى همین باهاش تماس گرفتم، ولى اون گفت كه باید فردا او را ببینم تا حضورى به سؤال‏هایم جواب دهد.

 فرداى آن شب ، ازش پرسیدم واقعاً كارى كه شما براى من تشریح كردید را مى‏شود جدى گرفت؟ نگاهى بهم كرد و گفت : در سال 2003 میلادى ، درآمدى كه شركت‏هاى بازاریابى شبكه‏اى كسب كردند سالانه بیش از هشتاد میلیارد دلار است كه نشان دهنده صنعتى كاملاً جدى در سطح جهان است. چهار تا پنج برابر درآمد نفتى ایران ، در این صنعت، كسب درآمد مى‏شود. كار بازاریابى شبكه‏اى حدود هفتاد سال در دنیا سابقه دارد كه در ایران ظرف چند سال گذشته مطرح شده. در حال حاضر، بیش از سه هزار شركت در دنیا مشغول فعالیت تخصصى بازاریابى هستند.

 بازاریابى شبكه‏اى ، منافع زیادى را از جمله كاهش هزینه‏ها و افزایش فروش ، به همراه دارد. از طرف دیگر با توجه به جمعیت جوانان بى‏كار و این كه اكثر فعالیت‏هاى بازاریابى شبكه‏اى از سوى جوانان انجام مى‏شود ، این موضوع مى‏تواند نقش مفیدى در اشتغال آنها داشته باشد. با بازاریابى شبكه‏اى و به‏كارگیرى این جمعیت جوان بى‏كار )چه در داخل و چه در خارج از كشور( ، مى‏توانیم فروش محصولات سنتى از قبیل زعفران ، پسته ، صنایع دستى را در سطح جهان افزایش دهیم. البته در سایر كشورها عمدتاً كالاها و خدمات لوكس از جمله لوازم آرایشى ، مكمل‏هاى غذایى و دارویى ، خدمات مسافرتى و توریستى یا اقلام كلكسیونى در زمره محصولات قابل توجه در این نوع تجارت قرار مى‏گیرند.

 ببین! تولید كشور ما بسیار خوب است ولى ضعف بازاریابى داریم ، خصوصاً در بازار بین‏المللى.

 من حاج و واج مانده بودم كه دوستم این همه اطلاعات را از كجا آورده بود كه این طور داشت براى من سخنورى مى‏كرد. این فن بیان ، این اعتماد به نفس را من در او سراغ نداشتم . یك لحظه به او حسودیم شد.

 این نظریه‏اش خیلى جالب بود كه ما مى‏توانیم از نمایندگى شركت‏هاى خارجى در ایران در امر بازاریابى شبكه‏اى استفاده كنیم.

 بهش گفتم: تمام حرف‏هاى تو قبول و درست ، اما شنیده‏ام كه این نوع فعالیتها ، غیرقانونى است.

 دوستم سرش را تكان داد و گفت البته میان بازاریابى شبكه‏اى (network marketing) و سیستم هرمى (pyramidseheme) تفاوت بسیار زیادى هست. سیستم‏هاى هرمى در جهان به عنوان فعالیتى مجرمانه شناخته شده‏اند؛ چون بدون این كه كالایى فروخته شود، حق عضویت بالایى دارد و ثروتمند شدن در كوتاه‏ترین مدت را تبلیغ مى‏كنند كه توهّم و خیالى بیش نیست.

 پاك گیج شده بودم ، آمده بودم تا جواب سؤال‏هایم را بگیرم، اما با صحبت‏هایى كه كرد، هزاران سؤال دیگر برایم به وجود آمد. با مشورتى كه با دیگر دوستانم كردم ، باز هم نتوانستم تصمیم بگیرم كه در آن تجارت پرسود)!( شركت كنم یا نكنم! حالا من همان جوان بى‏كار و بدون سرمایه‏ام كه نمى‏دانم چه باید بكنم؛ دلم مى‏خواد یك شغل مناسب و قانونى داشته باشم.

سال ششم ، شماره سوم ، صفحه 28 ، ویژه کار و اشتغال

 


ارسال شده توسط: والـه
نوشته های پیشین


صفحات: 1 2 3 4
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو