ذهن خلّاق ، راه گشاى آینده‏ | 28. نوآوری و اصلاح ,

ذهن خلّاق ، راه گشاى آینده‏

ذهن خلّاق ، راه گشاى آینده‏

الهام گودرزى‏

سه پدیده حیاتى ، فكر ، نظم و عمل ، در صورتى كه به همین ترتیب ، به كار بسته شوند ، در به سرانجام رساندن منطقى كارها نقشى بس اساسى ، زیربنایى و حساس دارند . در صورتى كه این سه پدیده به نحو صحیح و به طور منطقى در خصوص هر عملى و لو مشكل‏ترین كارها ، در مرحله برنامه‏ریزى ، مورد بهره‏بردارى قرار گیرند ، مى‏توان به طور منطقى انتظار داشت كه كار مورد نظر ، در زمان مطلوب و در هر شرایطى به نتیجه درست خود برسد .

قبل از شروع هر عملى ، بخصوص در كارهاى اساسى و زیر بنایى (یعنى در كارهایى كه نسل‏هاى بعد نیز از آن مى‏توانند منتفع یا متضرر شوند مثل برنامه‏ریزى‏هاى اجتماعى و اقتصادى یا برنامه‏هاى بلند مدت آموزشى و تربیتى) ، این مسئولیت برعهده عمل كننده است كه دقیقاً بررسى و ارزیابى كند كه آیا هر یك از این سه پدیده ، نقش خود را در آن كار ، ایفا مى‏كنند یا خیر ؟

مسئله فكر كردن قبل از اقدام به هر عملى به منظور طرّاحى و برنامه‏ریزى یك چارچوب معقول و منطقى ، از اساسى‏ترین مسائل زیربنایى شروع هر كارى است . این مسئله تا بدان اندازه اهمیت دارد كه اكثر متفكران و بزرگان جهان ، چه الهى و چه غیر الهى ، در خصوص فكر و تأثیر آن بر روى تصمیمات انسانى ، تأكید فراوان كرده‏اند .

به طور كلى ، فكر ، نظم و عمل ، به طور مستقل از یكدیگر ، كار نمى‏كنند به عنوان نمونه ، تنها در زمانى كه فكر كردن در خصوص پدیده‏اى شروع مى‏شود ، نظم ، امكان‏پذیر مى‏گردد و عملاً و به تدریج ، اثرات خود را آشكار مى‏كند . چگونه این سه پدیده مى‏توانند طىّ فرایندهاى منطقى اجتماعى ، جامعه‏اى سالم و سازنده به وجود آورند ، به نحوى كه نسل‏هاى آینده بتوانند از عواقب اجرایى آنها ، به راحتى و با سلامت استفاده ببرند؟

فكر ، نظم و عمل‏

فكر ، پدیده‏اى پیچیده و چند بعدى و فرآیندى كم و بیش ناشناخته است كه در ذهن ، شكل مى‏گیرد؛ امّا اثرات ظاهرى آن به صورت تصمیم و یا اقدام عملى ، قابل رؤیت است . فكر ، داراى اثرات مادى و معنوى متعدّدى است كه هنوز از بسیارى جهات ، ناشناخته مانده‏اند.  تفكّر در مسائل اساسى ، تمام راه‏ها واصول و مقدّمات و پیامدهاى مربوط به یك مسئله را پیش روى شخص قرار داده ، به وى امكان تجزیه و تحلیل مى‏دهد . قوّه تفكّر ، ویژگى مشترك همه انسان‏ها و در واقع ، مدیر و سامان دهنده محتویات ذهن است .

نظم را مى‏توان به «ارتباط منطقى موجود در میان عناصر شكل دهنده هر فرآیند» ، تعریف كرد به عبارت دیگر ، اگر بین عناصر شكل دهنده یك فرآیند ، ارتباطى معقول و منطقى متناسب با اثرات ساختارى این عناصر و نقشِ آنها در شكل‏گیرى فرآیند وجود داشته باشد ، گوییم در این فرایند ، نظم وجود دارد و ساختار آن ، منظّم است .

از سویى دیگر ، تبدیل مسئله از قوه (ذهنیت) به فعل (رفتار) را عمل مى‏نامند . پس به فعلیت درآوردن هر فرآیند ذهنى ، «عمل» خوانده مى‏شود . بر خلاف فكر و نظم ، عمل یا همان نتیجه حاصل از فكر و نظم ، قابلیت لمس و رؤیت دارد و مى‏توان تأثیر نهایى عمل انجام شده را در شرایط مختلف دید .

روشن‏اندیشى و رشد

فكر را از دو راه مى‏شود روشن كرد : یكى از طریق شرح و توصیف و دیگرى از طریق طبقه‏بندى مطالب . شرح و توصیف و تعریف مطالب ، بهترین تدبیرى است كه مى‏توان براى روشنى فكر ، اندیشید. به خاطر سپردنِ شرح و تعریف‏ها نیز عمل بسیار ممتازى است ، نه تنها از لحاظ درك مطلب ، بلكه از این نظر كه چنین محفوظاتى ، موادّى همیشه فراهم در دسترس قوّه استدلال اند . بنا بر این ، در دوره تحصیل (مدرسه و دانشگاه) باید به این موضوع ، خیلى توجه شود . البته یكى از عوامل رغبت به استدلال ، ایمان است . ایمان به آنچه كه در ذهن ، طبقه‏بندى شده است ، بر خلاف تردید و حیرت ، میل به اندیشیدن و استدلال را در انسان ، زنده نگه مى‏دارد .

در برخى موارد ، احتیاط (كه یكى از ویژگى‏هاى فطرت یا عقل فطرى است) نیز به میان مى‏آید و در ضمن جستجوى حقیقت ، تمام احتیاطات لازم را پیشنهاد مى‏كند تا فرد ، در تفكّر خویش ، دچار افراط و تفریط یا تعصّب و خطا نشود .

بنا بر این ، زندگانى‏اى با خوش‏بختى ، اعتدال و توانگرى همراه است كه امكانش از طریق برقرارى روابط خلّاق با حقیقت ، فراهم شده باشد .

كسى كه از رشد فكرى برخوردار است ، با كسب سطح معینى از موفقیت ، متوقّف نمى‏شود؛ بلكه بر عكس ، دائماً در حال رشد كردن است؛ زیرا روابط او با زندگى ، مستحكم‏تر و غنى‏تر مى‏شود و نظریات وى ، رشد این روابط را تضمین مى‏كند . چنین فردى ، آن گونه نیست كه حقایق زیادى را در حافظه خود جایگزین كند ؛ بلكه عادات فكرى‏اش به نحوى است كه در نتیجه تجزیه و تحلیل دائمى معلومات واستفاده عاقلانه از آنها ، مدام در حال پیشرفت است .

شخصى كه از رشد فكرى بهره‏مند است ، فردى نیست كه سهمیه معینى از روابط انسانى را براى خویشتن برگزیده باشد؛ بلكه شیوه درست عمل كردن و برقرارى روابط صحیح در محیط انسانى را فرا گرفته ، قادر است پیوسته به كسب زمینه‏هاى تازه‏اى براى معاشرت با دیگران بپردازد .

در غرب ، این ایده رایج است كه هر فرد ، زمانى بهترین وضعیت را در زندگى خود دارد كه فعالیت خود را به بهترین وجه انجام دهد و در حرفه‏اى كه واقعاً مورد علاقه اوست ، كوشش كند . در این صورت ، اغلب موانعى كه سد راه رشد صحیح فكرى‏اند ، از میان خواهند رفت .

رشد فكرى ، پدیده‏اى جز به ظهور رسانیدن استعدادهاى شخصى نیست و تلف كردن این استعداد و یا مجبور كردن مردم به نشان دادن استعدادهایى  كه در واقع در جودشان نیست ، نتیجه‏اى جز شكست حركت به سمت رشد فكرى در بر ندارد .

یكى از خصوصیات بارز فردى كه از رشد فكرى برخوردار است ، این است كه زندگى را به همان شكلى كه هست ، مى‏پذیرد و براى نیل به تغییر مورد نظر خویش ، به كشف استعدادهاى شخصى خود مى‏پردازد و آنها را براى رسیدن به زندگانى مطلوب ، به كار مى‏اندازد .

تفكّر ، تمركز و موفقیت‏

بزرگ‏ترین آرزوى بشر ، كسب موفقیت است .  موفقیت ، امرى نسبى است و هرگز تعریف واحدى به خود نمى‏پذیرد ، موفقیت ، جریان مداومى است كه ضمن آن ، فرد ، مشتاق و آرزومند توفیق‏هاى بیشترى است . در واقع ، راه موفقیت ، همواره در دست ساختن است .

یكى از ملزومات موفقیت ، ایجاد تمركز است . بسیارى از روان‏شناسان معتقدند كه قدرت تمركز ، ذاتى نیست بلكه تمركز ، یك ویژگى اكتسابى است و باید هر روز ، پرورش و جهت داده شود و هر كسى با هوش عادى مى‏تواند به آن دست یابد .

یكى از پیش‏شرطهاى یادگیرى و تمركز ، كنجكاوى است كه باید از دوران كودكى و نوجوانى پرورش یابد . در واقع ، مى‏توان گفت هر گاه هر مسئله ، اندیشه یا هدفى به كامل‏ترین شكل ، فكر ما را اشغال كرد ، تمركز اتفاق افتاده است .

براى آموزش یادگیرى و كسب تمركز ، مسئله مهم و اصل اساسى ، رغبت ذهن به مقایسه و مقابله است ، به شكلى كه گویى با آن عجین شده است . تقریباً همه مشكلات مربوط به طرز عمل و تفكّر ، ناشى از نبود روش‏هاى دسته‏بندى است و فقط در این مرحله مى‏توان امید داشت كه به برخى از نیازهاى اساسى مربوط به شیوه‏هاى درست تفكّر و رفتار ، پاسخ داده شود .

براى رسیدن به شیوه‏هاى صحیح تفكّر وعمل ، چند اقدام ، همواره از سوى دانشمندان ،توصیه مى‏شود كه عبارت‏اند از : آزاد كردن نیروهاى درونى ، شناسایى خود و ارزیابى توانایى‏هاى فردى ، برنامه‏ریزى آینده بر مبناى اهداف روشن ، استفاده از نیروى عظیم ذهن ، داشتن تصویر ذهنى مطلوب از وضعیت خود ، افزایش بهره‏ورى فردى و استفاده برنامه ریزى شده از ضمیر ناخودآگاه .

انسان علاوه بر حواس پنج گانه كه به كمك آنها تصاویر ذهنى‏اش را شكل مى‏دهد ، مجهز به دستگاهى است كه به كمك آن ، مى‏تواند ارتباط كلامى برقرار كند . قدرت ، نفوذ و اثر تلقینى ارتباط كلامى ، در شرایط ویژه‏اى بسیار افزایش مى‏یابد و مى‏تواند به خوبى در ذهن ، مؤثر افتد . سپردن آرزوها و خواسته‏ها به ضمیر باطن ، و درخواست راه حل از آن ، چنانچه به صورت یك عادت روزمره درآید ، به حل مشكلات ، كمك مؤثرى خواهد كرد . همه افراد ، استعداد قلّه شدن را دارند ، به شرطى كه قادر به استفاده از اندیشه خلّاق خود باشند . باید بدانیم كه ضمیر باطن ، همواره به خواسته‏هاى درونى (اعم از مثبت یا منفى) پاسخ مى‏دهد .

ابتكار و خلاقیت چیست؟

خلّاقیت یا ابتكار ، نوع خاصى از عمل است كه در آن ، فرد ، بى آن كه طبق دستور یا عادت یا سنّتى رفتار كرده باشد ، مى‏تواند كارهاى تازه و در عین حال ، ارزشمندى ارائه دهد . خلّاقیت به عنوان یك نیاز عالیه بشرى ، در تمام ابعاد زندگى او مطرح است و عبارت است از تحولات دامنه‏دار و جهشى در فكر و اندیشه انسان ، به طورى كه توانایى تركیب عوامل قبلى با روش‏هاى جدید را مى‏یابد . در واقع ، ابتكار ، همیشه پرداختن به عوامل جدیدى است كه نسبت به آنها غفلت شده است .

نوآورى و خلاقیت ، بیشتر یك فعالیت فكرى و ذهنى است و به معناى توانایى تركیب ایده‏ها با یك روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوندى بین ایده‏هاست كه به نتیجه‏اى متفاوت منجر شود .

به طور كلى ، نوآورى و خلاقیت ، عبارت است از استفاده از اندیشه‏هاى قبلى در جهت تولید اندیشه‏هاى جدید . هر چیزى مى‏تواند بدون این كه تازه باشد خلّاقانه باشد . مهارت و توانایى در به كار بردن خلاقیت ، ظرفیت استقامت و صبر را افزایش مى‏دهد و همچنین باعث مى‏شود كه مفهوم شكست ، تغییر كند . شكست خوردنِ به سادگى ، نمایانگر وجود فاصله میان آرمان و واقعیت است .

عموم مردم ، داراى قدرت خلّاقه‏اى  بیشتر از آن هستند كه فكر مى‏كنند . یك نابغه خلّاق ، تمام مرزها را مى‏شكند و در لیستش تقاضاهاى بسیارى را مى‏گنجاند . تجسّم خلّاق نیز فن استفاده از نیروى خیال براى آفرینش است . بیشتر افراد ، تجسم خلّاق را به صورت ناخودآگاه به كار مى‏برند . در این جا تخیل ، براى آفرینش تصویرى روشن از آنچه مى‏خواهیم متجلى كنیم به كار مى‏رود . سپس با تمركز بر روى این آرمان یا تصوّر ، مى‏توان آن را به صورت واقعیت عینى مجسم كرد؛ كارى كه قطعاً همه مخترعان ، قبل از اختراعشان انجام داده‏اند؛ تخیل خلّاق و به اختیار!

ما باید بتوانیم تفاوت میان خلّاقیت و هیجان را شناسایى كنیم . فاصله بین آرمان و واقعیت موجود را مى‏توان از طریق اقدام عملى براى تركیب كردن آن دو و یا دست برداشتن از آرمان دراز مدّت و نزدیك كردن آن به واقعیت موجود (كه روش دومى ، كوتاه مدّت و سریع الوصول است) ، كم كرد .

مراحل و موانع خلّاقیت‏

براى ایجاد خلّاقیت ، ابتدا شخص در موضوع مورد نظر به جستجوى اطلاعات مى‏پردازد و سعى مى‏كند موضوع را به خوبى ریشه‏یابى كند . سپس این مورد به ضمیر ناخودآگاه مى‏رود و پس از آن ، ممكن است شخص در هر لحظه به راه حلّى دست یابد . سپس فرد ، این راه كلّى را به آزمایش مى‏گذارد و آن را پرورش مى‏دهد .

در این راه ، ممكن است موانعى چون : عدم اعتماد به نفس ، ترس از شكست ، تمایل به همرنگى ، عدم تمركز ذهنى ، عدم انعطاف پذیرى ، عادت‏زدگى و یا منفى‏نگرى (به خود و جامعه) بر سر راه خلّاقیت ، وجود داشته باشد .

ویژگى‏هاى افراد خلّاق‏

فرد خلّاق ، هر چیزى را از دیدگاه‏هاى گوناگون بررسى مى‏كند . از وضعیت موجود ، عموماً ناراضى است . مسائلى را مى‏بیند كه قبلاً مورد توجه قرار نگرفته‏اند .ایده‏ها و تجربیات گوناگون را به هم ربط مى‏دهد . محدود به رسم و عادت نمى‏شود . به عبارت دیگر ، استقلال فكرى و ذهنى منتقد دارد .

انسان‏هاى خلّاق ، افرادى هدفمند هستند . تیزهوش‏تر از دیگران به نظر مى‏رسند . نسبت به مسائل اجتماعى و سیاسى ، حساس هستند . استقلال طلب‏اند و نسبت به زندگى خود و دیگران ، احساس مسئولیت مى‏كنند .

آیا جنسیت ، بر روى خلّاقیت تأثیر دارد؟

حداقل دو عاملِ شناخته شده وجود دارند كه همیشه اثر خود را در جنس ، باقى مى‏گذارند : محیط طبیعى و منش فردى . تشخیص دقیق سهم جنس و تربیت در برخى رفتارها مشكل است . اغلب اتفاق مى‏افتد كه اختلاف بین افراد یك جنس ، مهم‏تر و معنادارتر از اختلاف بین افراد دو جنس مقابل است . از این جا نتیجه مى‏گیریم كه مطالعه چند فرد مذكر و مؤنث ، هر چند هم دقیق باشد ، باز هم نمى‏تواند اختلافات موجود بین جنس‏ها را به طریق عینى ، مورد ملاحظه قرار دهد . براى رسیدن به این هدف ، ناچار باید از قواعد روش تجربى پیروى كرد و نتایج بررسى بر روى نمونه‏هاى بى‏شمارى را جمع آورى كرد .

مى‏توان به درستى انتظار داشت كه اختلافاتى از مقوله بدنى ، بارزترین اختلافات باشند؛ ولى محققانى به مقایسه دو جنس از نظر هوش عمومى و استعدادهاى مختلف ذهنى پرداخته‏اند كه نتایج متفاوتى به بار آورده‏اند .

از تعداد 56 پژوهشى كه در یكى از كشورهاى غربى انجام شده است ، چیزى كه از لحاظ هوش عمومى ، دال بر برترى دختران یا پسران با یكدیگر باشد ، به دست نیامده است . البته در مورد استعدادهاى ذهنى در زمینه حافظه و دقت در جزئیات ، برترى خفیف دختران نسبت به پسران ، نشان داده شده است؛ ولى فقط در مورد گویش و آن هم فقط در دوران خردسالى ، این برترى تأیید شده است . این امتیاز دختران ، در سرعت قرائت و سهولت در جمله‏سازى نیز به چشم مى‏خورد .

در آزمایش‏هاى مربوط به اعداد ، استدلال منطقى و بخصوص تجسم فضا ، پسران ، امتیاز بیشترى مى‏گیرند . البته در این خصوص ، توجه پسران به تكنیك به هر شكلى یا تأثیر محیط خانوادگى و تحصیلى و دیگر عوامل را مى‏توان در این برترى ، دخیل دانست .

به اعتقاد روان‏شناسان رشد ، هوش و استعداد تا سن نوجوانى و جوانى ، رشد دارد و به اوج خود مى‏رسد . این تكامل ، تا سنین جوانى و پایان آن ، رو به پیشرفت است و سپس متوقف مى‏شود . برخى نوجوانان و جوانان ، از درجه هوشى بالاترى برخوردارند و قادر به تجزیه و تحلیل بهتر مسائل هستند .

با این توضیحات ، مى‏توان گفت كه تقریباً همه افراد آدمى به خاطر این كه از توانایى هوشى معمولى برخوردارند ، مى‏توانند افرادى خلّاق باشند . این خصوصیت ، مربوط به آدمى از هر جنسى است و نمى‏توان میان دو جنس (زن و مرد) ، تفاوتى قائل شد . اگر چه مى‏توان گفت كه پسران با توجه به خصوصیاتشان ، قدرت تجسم و تحلیل قوى‏ترى دارند و مى‏توانند در این حوزه ، خلّاقیت بیشترى از خود بروز دهند و در عوض ، دختران نیز مى‏توانند در زمینه مباحث نظرى ، خلّاق‏تر باشند . البته اینها ویژگى‏هاى مخصوص این دو جنس نیست؛ بلكه هر دو مى‏توانند در همه زمینه‏ها خلّاقانه عمل كنند .

منابع :

1. فكر ، نظم و عمل و نقش آن در سازندگى و تعلیم و تربیت ، پرویز تاجدارى ، تهران : اتا ، 1371 .

2.پرورش فكر ، فرج اللَّه آقا ولى .

3. پرورش ذهن یا چگونه روح‏هاى محكم و زنده بسازیم؟ ، ه موسیه ، مترجم : احمد آرام ، تهران : شركت سهامى انتشار .

4. رشد فكرى ، هارى ، اورستریت ، مترجم : غلامرضا بهبهانیان ، تهران : بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1363 .

5. شبكه فكرى ، كریشنا ، مورتى ، مترجم : پیمان آزاد ، تهران : انتشارات هیرمند ، 1376 .

6.  تكنولوژى و مهندسى فكر (N.L.P) ، محمّد عتى حقیقى با همكارى تهران : سحر مشعوف ، تهران : انتشارات فراروان ، 1378 .

7. بهترین نحوه استفاده از فكر ، تونى بوزان ، مترجم : عبداللَّه مستوفى ، تهران : انتشارات انیس ، 1371 .

8. تجسم خلّاق ، شاتى گواین ، مترجم : گیتى خوشدل ، 1373 .

9. پآورز . ملوین ، استارت . رابرت - اس ، راهنماى تمركز بهتر ، ملوین پاورز و رابرت استارت ، مترجم : حسین نیر ، مشهد : مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى، 1369 .

10. مشكل گشاى خلّاق (برنامه‏ریزى و سازمان دهى براى حل مشكلات) ، دین فرانسیس جونیپر ، مترجم : اشرف اعزازى ، تهران : انتشارات ققنوس ، 1376 .

11. تفاوت‏هاى فردى : «روان‏شناسى اختلافى» ، موریس دبس و هانرى پرون ، مترجم : محمّد حسین سرورى ، تهران : انتشارات سخن ، 1366 .

12. شناخت ، هدایت و تربیت نوجوانان و جوانان ، على قائمى ، تهران : امیرى ، 1363 .

سال ششم ، شماره اول ، صفحه 32 ، ویژه نوآوری و اصلاح 


ارسال شده توسط: والـه
نوشته های پیشین


صفحات: 1 2 3 4
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو