متأسفم، عزیزم! من اشتباه مى‏كردم | 19. مروت و مدارا ,

متأسفم، عزیزم! من اشتباه مى‏كردم

تقدیم به تمامى زوج‏هاى جوان و خوش‏بخت/مترجم

رونالد كِلى / مترجم: نسرین رمضانعلى

 

دیر یا زود، كشمكش در بهترین و موفق‏ترین ازدواج‏ها هم رخ مى‏دهد. شاید به خاطر پول باشد، یا كمبود روابط كلامى، یا به خاطر دیدن و ندیدن یك برنامه تلویزیونى، یا به خاطر مادرشوهر، خرید روزانه، كى به پرنده‏ها غذا بدهد یا این كه كسى نمى‏تواند نقشه‏اى را بخواند.

بیشتر درگیرى‏هاى ما جزئى هستند؛ چیزهایى كه بعد از اولین حرف‏هاى زده شده ناگهانى، باید به آنها خندید.

اولین درگیرى ما

هنوز من و همسرم، پیش خودمان، به اولین درگیرى‏مان مى‏خندیم. مى‏خندیم به خاطر این كه آنچه باعثش شد هنوز هم لحظه به لحظه، اتفاق مى‏افتد. تمام ماجرا زمانى شروع شد كه چند هفته‏اى از ازدواجمان نگذشته بود. در نظر داشتیم پیش كشیشى كه در كلیساى در حال توسعه اطراف سانفرانسیسكو بود برویم. امیدوار بودیم كه تمامى آشنایان را در طول اولین ماه‏هاى ازدواجمان ملاقات كنیم. هر روز باید ملاقات كنندگان را مى‏دیدیم؛ با این حال، همسرم نمى‏توانست خیلى خوب، نقشه شهر را بخواند و ما به سرعت از بزرگ‏راه‏ها مى‏گذشتیم. او مى‏باید نقشه را درست در مسیرهایى كه ما مى‏رفتیم مى‏خواند. بعضى وقت‏ها نمى‏توانست به من بگوید كه از چه خروجى‏اى باید بروم تا زمانى كه آن خروجى را رد كرده بودیم.

كاسه صبرم لبریز شد. به او تَشَر زدم كه: «خانم! چه كسى نقشه‏خوانى را به تو یاد داده است؟». او شروع به گریه كرد: «من دارم نهایت سعى خودم را مى‏كنم. فقط نمى‏توانم این حروف چاپى ریز را بخوانم و هوا دارد تاریك مى‏شود. اگر مى‏خواهى بدانى از چه خروجى‏اى باید خارج شوى، زودتر باید مرا در جریان بگذارى».

در آن لحظه، درگیرى‏مان اصلاً مسخره به نظر نمى‏رسید، اگرچه ما یك درس بسیار با ارزش گرفتیم: حل كردن كشمكش‏هایمان.

پیامد موفّقیتمان

همسرم خیلى ناراحت شد. قبلاً هیچ وقت، چنین صریح با او حرف نزده بودم. او باید همان‏جا و در آن لحظه به طور جدّى در موردش حرف مى‏زد. مى‏دانید، او چیزهایى از «كتاب مقدّس» مى‏دانست: «نگذارید خورشید به روى خشم و غضب شما غروب كند» یا به عبارتى دیگر: «درگیرى‏هایتان را قبل از این‏كه به رختخواب بروید، حل كنید. اجازه ندهید كه آنها هفته‏ها، ماه‏ها و یا سال‏ها روى هم انباشته شوند و اگر چنین كنید، كشمكش‏ها روى ازدواج شما سایه مى‏افكنند و ممكن است آن را ویران كند».

وقتى پى به برخورد خود بردم، از او معذرت خواهى كردم. من اشتباه كردم و آن را قبول داشتم. خوشبختانه آن معذرت‏خواهى حال و هواى تازه‏اى براى ازدواجمان فراهم كرد. درگیرى‏ها لحظه به لحظه مى‏آمدند ولى ما همیشه قادر بودیم بر آنها فائق شویم و در بیشتر زمینه‏ها قادر به مشاهده اشتباهات همدیگر و اقدام جهت رفع آنها بودیم.

هر بار كه به مسافرت مى‏رویم و فراموش مى‏كنیم كه یك اتوبان را دور بزنیم، اولین عكس‏العمل من هنوز غُرولند كردن است؛ اما بعدا دوتایى مى‏زنیم زیر خنده. با وجود 28 سال زندگى مشترك و خواندن نقشه‏هاى متعدد بعدى، هنوز زندگى بسیار شادى داریم. اما در بعضى از ازدواج‏ها، درگیرى‏ها كوچك و سطحى نیستند و با گذشت زمان، مرتبا افزایش مى‏یابند. مثل یك بُشكه كه یك دفعه منفجر مى‏شود. اغلب در این موارد، زندگى مشترك، رو به وخامت مى‏رود و نتیجه آن، بدبختى است و طلاق رُخ مى‏دهد.

این چیزها باید باشند

چگونه مى‏توانید كشمكش‏هاى نه چندان بزرگ و حتى بزرگ را كه در زندگى‏تان اتفاق مى‏افتد، حل كنید؟

در این‏جا چند راهنمایى مفید را در این باره بیان مى‏كنیم.

یك. همین حالا راجع به مشكل، صحبت كنید. اولاً سعى كنید مشكلاتتان را روز به روز حل كنید. «نگذارید خورشید به روى خشم و غضب شما غروب كند». این بدان معناست كه وقتى مشكلتان كوچك است، در جهت حل آن اقدام كنید. تمامى ارتباطات، موضوعاتى براى كشمكش هستند. مسیح مى‏گوید: «گناه و تخلّف، ناگزیر وجود دارد؛ اما بدا به حال آن انسانى كه توسط او گناهى پدید آمده است!». پس او نشان داد كه چگونه باید به جنگ مشكلات رفت. اصول اخلاقى مشابهى به زنان و شوهران توصیه مى‏شود. مسیح مى‏گوید: «اگر برادر شما علیه شما جُرمى مرتكب شد، اشتباهش را به او متذكر شوید؛ اما تنها بین خودتان و او. اگر او به شما گوش كرد، به برادرتان كمك شایانى كرده‏اید». اگر این اصول اخلاقى را تمرین كنید، به زودى خواهید فهمید كه تمام مشكلاتتان قبل از این‏كه واقعا به درگیرى و نزاع تبدیل شوند، حل شده‏اند.

دو. میل به بخشش داشته باشید. یكى از مهم‏ترین اصول اخلاقى، اصل بخشش است. همه ما مرتكب اشتباه مى‏شویم. در زندگى مشترك، در طول سالیانى كه شما با همسرتان زندگى مى‏كنید، هر شریكى مرتكب صدها اشتباه مى‏شود. چه‏قدر باید همدیگر را بخشید؟

عیسى مى‏گوید: «به شما پیشنهاد نمى‏كنم كه تا هفت مرتبه ببخشید؛ بلكه تا 77 مرتبه بخشنده باشید».

وقتى ازدواج كردید، هیچ طرح و نقشه‏اى را شروع نكنید. ممكن است یك دفعه بعد از چند سال ببینید كه به عدد جادویى 490 مرتبه دست یافته‏اید. بعدا چى؟ منظور عیسى(ع) این است كه هیچ پایانى براى بخشش وجود ندارد.

سه. زمان و مكان مناسبى را براى حل مشكلات و گرفتارى برگزینید. همان‏طور كه گفتیم، مشكلاتتان را سریعا حل كنید، حتى قبل از این‏كه به خواب روید؛ اما انتخاب زمان و مكان دقیق براى صحبت كردن راجع به مشكلاتتان خیلى پُر اهمیت به نظر مى‏رسد. اگر كودكانى در خانه هستند، باید خیلى مراقب باشید كه جلوى آنها بحث و مناظره نكنید. اگر تا پاسى از شب منتظر بمانید، یكى از دو طرف بگو مگو، یا هر دو، خواب‏آلود خواهند شد. شاید بهترین موقع بعد از ظهر است كه با هم قدم بزنید و در مورد مشكل اخیر صحبت كنید. بعضى‏ها ترجیح مى‏دهند كه تا بعد از شام هم صبر كنند. در آن موقع مى‏توانید به‏جاى خلوتى مثل اتاق مطالعه یا اتاق خواب (دور از بچه‏ها) رفته و راحت در مورد موضوعى كه شما را رنج مى‏دهد صحبت كنید. اما دیگران، رانندگى در بیرون شهر یا نزدیك‏ترین پارك را بهترین راه براى راحت صحبت كردن درباره چیزى كه در ذهنشان است مى‏دانند. نكته این‏جاست كه توافق كنید چگونه در ارتباطتان مى‏توانید بهتر از عهده بحث آزاد برآیید.

چهار. نقش خود را در مشكل، جستجو كنید. هرگاه اشتباه كردید، آن را بپذیرید. بیشتر درگیرى‏هاى ازدواج، توسط دو نفر به وجود مى‏آید. یكى اغلب كاملاً در اشتباه است و دیگرى كاملاً صحیح. من به عنوان یك مشاور ازدواج نمى‏توانم تعداد دفعاتى را كه یك شخص ناراحت، پیش من آمده و گفته: «چرا شوهرم نمى‏تواند بفهمد كه چه‏قدر در اشتباه است؟» یا «چرا زنم نمى‏تواند كار درستى انجام دهد؟» را بشمارم. بارها شنیده‏ام كه: «من این كار را نكردم»، «تو این كار را كردى»، «نه من نكردم»، «چرا تو كردى»، «نه من نكردم»، «چرا تو كردى»، «نكردم»....

حال، درگیرى شخصا توسط هر كدام از ما شروع مى‏شود كه بفهمیم نقش هر كس در دعوا چه بوده است. پذیرفتن اشتباه یا تقصیر، یكى از سخت‏ترین كارهایى است كه انسان‏ها انجام مى‏دهند. اما اگر خواهان یك ازدواج شاد هستید و اگر خواهان حل مشكلاتتان (زمانى كه كوچك‏اند) هستید، باید بفهمید كه چه نقشى در به وجود آمدن مشكل، بازى كره‏اید؟ چرا این‏قدر باید سخت باشد كه كسى بگوید: «متأسفم، عزیزم! من اشتباه كردم».

پنج. به همسرتان گوش فرا دهید. این مطلب، ما را به پنجمین و مهم‏ترین نكته هدایت مى‏كند. حل كردن مشكلات، نیازمند گوش دادن به همسرتان است. راحت به نظر مى‏رسد؟ نه این چنین نیست. وقتى زوجى براى مشورت كردن به كلینیك (مركز مشاوره) مراجعه مى‏كنند، یكى از سخت‏ترین كارها این است كه هر كدام، را دعوت به گوش دادن به حرف‏هاى دیگرى كنیم. هر كدام، نگران از این است كه چیزى را بشنود؛ اما «گوش كن»، این، كلید است.

تا زمانى كه علاقه‏مند به گوش دادن به كسى باشید، قادر به تعریف كردن دقیق مشكل نخواهید بود. تنها زمانى كه از دردسر آگاهى پیدا كردید مى‏توانید در مورد راه حل آن صحبت كنید.

اگر هر كدام از شما به دیگرى گوش فرا دهید، بیشتر از 90 درصد در هر بار، مى‏بینید كه قبل از این كه مشكلات به درگیرى‏هاى بزرگ‏تر تبدیل شوند حل شده‏اند.

درسى از ملكه

داستانى را خواندم كه نشان مى‏داد چگونه در جهت حل مشكلات اقدام كنیم. این داستان درباره ویكتوریا، ملكه بریتانیا از سال 1901 تا 1937 است. ویكتوریا و آلبرت، زندگى خوب و خوشى داشتند اما حتى ملكه هم مجبور بود یاد بگیرد كه چگونه مشكلات هر روزه را كه در هر ازدواجى رخ مى‏دهد، حل كند. همان‏طور كه داستان مى‏گوید مدت زمان كوتاهى بعد از این كه ویكتوریا و آلبرت ازدواج كردند، مشاجره‏اى بینشان اتفاق مى‏افتد. آلبرت به اتاق خصوصى خود رفت و در را قفل كرد. ملكه ناراحت هم به دنبال او رفت و به در كوبید. آلبرت پرسید: «كیه؟». ویكتوریا جواب داد: «ملكه انگلستان تقاضا دارد كه پذیرفته شود». ضربه بعدى به در خورد. آلبرت دوباره پرسید: «كیه؟» ویكتوریا با پرخاش گفت: «گفتم ملكه انگلستان!». این موضوع، یك یا دو دفعه دیگر هم ادامه داشت و هنوز در، بسته باقى مانده بود. دست آخر، ضربه ملایمى به در نواخته شد. آلبرت یك بار دیگر پرسید: «كیه؟» ملكه جوابد داد: «همسر دلداده‏ات، آلبرت!». آلبرت، در را باز كرد و آنها درگیرى‏شان را حل كردند.

مى‏بینید، حتى یك ملكه مى‏باید هنر حل درگیرى و نزاع را بلد باشد. شاید بعدا ملكه به دانایى «سلیمان» پى برد كه مى‏گفت: «یك جواب ملایم، خشم و غضب را ناپدید مى‏كند؛ اما یك كلمه خشن و كوبنده، ناراحتى را برمى‏انگیزد».

تمامى درگیرى‏ها در زندگى مشترك شما قابل حل‏اند، اعمّ از مشكلات بزرگ و كوچك. آنچه لازمه كار است اینهاست: كمى صبر و شكیبایى، توانایى قبول كردنِ مشكلى كه شما باعث بروز آن شده‏اید، توانایى اعتراف به اشتباه خود، مجهّز كردن خود به خصوصیاتى چون: عشق فراوان، میل و رغبت به گوش دادن، بخشودن. آن هنگام است كه مى‏فهمید حل كردن مشكلات، هنر یا مهارتى است كه شما مى‏توانید آن را یاد بگیرید و رهبرى كنید. مسئله، تنها این است كه بدانید چه باید كرد؟ و چگونه باید انجام داد؟

منبع:The Plain Truth, Ronald D.Kelly


ارسال شده توسط: شادیبا
نوشته های پیشین


صفحات: 1 2 3 4
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو