زندگی در اکنون | 15. آینده ,

زندگى در اكنون

محمدحسین قدیرى

 

زمان

زمان در سایه تغییرات تدریجى و حركت به وجود مى‏آید. زندگى (انسان، حیوان، طبیعت) سراسر در حال تغییر و دگرگونى است. زندگى امرى پویا، واقعى و زنده است. برخى انسان‏ها در رود زندگى و زمان خود را به پدیده‏ها و حوادث گذشته محكم گره مى‏زنند و برخى با شتابى نامعقول، سریع‏تر از زمان (خواسته یا ناخواسته) خود را در آرزوهاى دراز و دست نیافتنى و خیال‏پردازى غرق مى‏كنند. به نظر كارشناسان دین و روان، افراط و تفریط در امر زمان (خیال‏پردازى، غُصّه خوردن‏هاى ناهنجار و طولانى، آرزوهاى بلند، نگرانى و اضطراب نسبت به حال و آینده، ترس و یا امید بى‏جهت و...) سبب بیمارى‏هاى جسمى و روانى مى‏گردد. پس آنچه مهم است حركت معقول در زمان حال و استفاده از گذشته براى آینده‏اى بهتر است.

 

حال، نقد ایام است

گذشته‏ها همان حال‏ها و لحظه‏هایى هستند كه یكى پس از دیگرى مُهر گذشت زمان خورده‏اند و آینده، همان لحظه‏هایى است كه خواه ناخواه، زیر چرخ حال خواهند رفت. پس آنچه مهم است حال است و تفكر و استفاده به‏جا و بهنجار از گذشته و آینده است.

«اسلام، ارتباط معنایى و پیوسته‏اى بین زمان (گذشته، حال و آینده) مى‏بیند و انسان در فرهنگ اسلام موجودى است اندیشمند و بااراده و انتخابگر كه با انتخاب دیروز او، «حال» آفریده مى‏شود و انتخاب حال، فرداى او را مى‏سازد».(1)

از نظر اسلام، جاده زندگى تا بى‏نهایت، امتداد دارد و زندگى واقعى در جهان دیگر است و این انسان است كه با غنیمت شمردن لحظات عمر خود و شناختن ارزش و مقام انسانى خود مى‏تواند دنیا و آخرت خود را آباد سازد. بنابراین اسلام به زمان حال (همین لحظه‏هاى فعلى، امروز) اهمیت ویژه‏اى داده است و براى بهتر استفاده كردن از آن در مورد تفكر معطوف به گذشته و آینده سخنان مفیدى ارائه داده است.

آرى. افرادى كه بر سردر مغازه زندگى خود، تابلوى «امروز، نقد! فردا، نسیه!» را نصب كرده‏اند، واقعاً موفّق هستند. همان‏هایى كه سرمایه عمر خود را به حراج نمى‏گذارند و قدر سكه‏هاى ثانیه‏ها و ساعت‏هاى خود را مى‏دانند و دخل گذشته خود را پر از نقد تجربه و عبرت‏اندوزى كرده‏اند و ساعات كارى خود را خوب تقسیم كرده‏اند. فكر عیّاشى، خوش بودن همیشگى و لذّت‏هاى آنى، لحظه‏اى آنها را از تلاش و عاقبت‏اندیشى باز نمى‏دارد.
برخلاف این دسته، افرادى هستند كه سرمایه عمر خود را تلف مى‏كنند. مَثَل این دسته مانند كشاورزى است كه هر روز، تا زمین خود مى‏رفت و كار زمین را تقسیم مى‏كرد و مى‏گفت: «این قسمت از آنِ فردا (نه امروز)! آن قسمت هم براى فراى فردا...!» و همین طور تا آخر هفته را برنامه‏ریزى مى‏كرد. بعد گفت خوب، امروز هم كه كارى نداریم. پس مى‏رویم و فردا مى‏آییم و بدین منوال، هر روز فرصت زنده و نقد خود را با فردا فردا كردن، از دست خواهد داد.

 

اكنون

حال، زمانى است كه مورد سفارش اكید اسلام واقع شده است. اگر انسان نداند چگونه برنامه زمان حال خود را تنظیم كند دچار اضطراب، غم، نگرانى، تشویش، یأس، احساس ناامنى، شكست و ناكامى، استرس (فشار روانى) و... مى‏گردد كه این امر، خود مى‏تواند بر مشكل فرد اضافه كند و او را سریع از پاى درآورد. در روایات زیادى استفاده از زمان حال را غنیمت‏(2) حساب آورده‏اند و گفته شده كه باید از تك تك فرصت‏هاى فعلى خود استفاده كنیم؛ چرا كه فرصت‏ها مثل ابر گذرا هستند. كسى كه فرصت‏هاى خوب خود را از دست مى‏دهد دچار غصه خواهد شد. و ما را تشویق كرده‏اند كه از فرصت‏هاى زنده (حال) استفاده كنیم و دل خود را به هیچ (گذشته و آینده) مشغول نكنیم در ذیل به برخى از جملات اندیشمندان دینى و علمى در مورد اهمیت زمان حال اشاره مى‏كنیم:

1.   در كارهاى خیر شتاب كنید.

2.   انسان عاقل به عمل خود تكیه مى‏كند و انسان نادان، اَمل خود (آرزوهاى طولانى).

3.   اهمال‏كارى، فردافردا كردن و تنبلى بسیار مذموم است.(3)

4.   مرگ، امر حتمى است و انسان از یك لحظه دیگر خود خبر ندارد.

5.   قبل از این‏كه به حساب شما رسیدگى شود، به حساب اعمال خود رسیدگى كنید.

6.   توبه یك واجب فورى است با توبه، گذشته خود را جبران كنید و نگرانى و تشویش و ملامت وجدان خود را پایان بخشید.

7.   ساعات شبانه‏روز خود را چهار قسمت كنید (یكم، عبادت و مناجات با خدا، دوم، كسب و كار، سوم، معاشرت با نزدیكان و برادر مؤمن و معتمد، چهارم، بهره‏ورى از لذّت‏هاى حلال و مشروع).(4)

8.   امام سجاد(ع) فرمود: «یك مصیبت، این است كه انسان و از دست دادن مال ـ كه جایگزین دارد ـ غمگین مى‏شود؛ ولى براى عمرش ـ كه از دست مى‏رود و قابل جبران نیست ـ نگران نمى‏شود. مصیبت دیگر این‏كه هر روز كه به شب مى‏رساند، یك قوم به‏سوى آخرت پاى مى‏گذارد؛ ولى نمى‏داند به‏سوى بهشت روانه است یا جهنم». ایشان مى‏فرمایند: «اگر انسان از این امر پند بگیرد دچار سختى و مشكلى نمى‏شود».(5)

9.   ویلیام جِیمز، روان‏شناس معروف، مى‏گوید: «وقتى تصمیمى اتخاذ گردید و همان موقع اجرا شد تشویش و اضطراب از عواقب آن برطرف مى‏شود. وى اجرا نكردن را باعث تشویش و تشویش را سبب عملى نشدن تصمیمات و در نتیجه بحرانى شدن مشكل به شمار مى‏آورد».(6)

10.   اغلب روان‏شناسان معتقدند: بیش از نصف تخت‏هاى بیمارستان‏ها را بیماران عصبى و روحى اشغال كرده، آن هم به خاطر زندگى اسفبار و پر تنشى كه دارند؛ بیمارانى كه پشتشان از نگرانىِ انباشته شده گذشته و ترس از آینده، خم شده است.(7)

11.   روان‏شناسان توصیه مى‏كنند كه با كار و تلاش، نگرانى و اضطراب را از خود دور كنید. برنارد شاو، نویسنده معروف انگلیسى مى‏گوید: «راز بدبختى و بینوایى ما داشتن اوقات فراغتى است كه صرف فكر درباره خوشبختى و بدبختى مى‏شود».(8)

12.   ویكتور فرانكل، روان‏پزشك معروف، راز پوچى و خلأ وجودى امروزه را در نبودن معنا در زندگى مى‏داند.(9) وى مى‏گوید: «اگر انسان چرایى زندگى را بداند با هر چگونگى آن خواهد ساخت». وى اعتقاد دارد كه كسى به دیگرى معنا نمى‏دهد؛ چون هر كسى در اعماق وجود خود معنا خواهى را دارد». او افرادى كه نگران و مشوش و بى‏هدف بودند را با معناى زندگى، رنج، مرگ، كار و عشق، آشنا مى‏كرد و آنها را درمان مى‏كرد.

 

تفكر معطوف به گذشته

حال كه دانستیم زمان حال نقش حیاتى در سعادت و بدبختى ما دارد و فهمیدیم كه زمان‏ها با هم پیوسته‏اند بنابراین باید سعى كنیم از گذشته براى رشد خود استفاده كنیم. انسان برخى گرایش‏ها و تفكراتى نسبت به گذشته دارد كه برخى سازنده و برخى بازدارنده‏اند. در ذیل به مواردى از آنها اشاره مى‏كنیم و نحوه استفاده از آن را بیان مى‏داریم.(10)

1.   بازآفرینى: كه در آن با تحلیل روانى مسائل به سلامت روانى خود كمك مى‏كنیم. مثلاً اگر احساس كینه‏اى در دل داشته باشیم، با بخشش و عفو، اندیشه بد و نگرانى خود را قطع كنیم یا اگر عقده‏اى در گذشته ایجاد شد، ریشه‏یابى شود و آن نقیصه، جبران گردد.

2.   عبرت: مطالعه گذشته خود و نسل‏هاى قبل، ما را در مقابل حوادث مشابه آینده مصون و محفوظ نگه مى‏دارد. در قرآن شریف و در روایات فراوان به امر مطالعه تاریخ و بررسى زندگى گذشتگان، سفارش زیادى شده است. حضرت على(ع) در نامه 31 نهج‏البلاغه در وصیت خود به امام حسن(ع) سفارش فرمود كه: مثل من به مطالعه تاریخ نسل‏هاى قبل اهتمام بورز و در حقیقت، با كسب تجارب آنها به عمر خود اضافه كن و از كارهاى آنها عبرت بگیر.

3.   حسرت: اگر انسان فقط بنشیند و به ضایع شدن فرصت‏هاى گذشته افسوس بخورد جلوى رشد و ترقى خود را مى‏گیرد. این كار غیر از تلف كردن عمر، فایده‏اى نخواهد داشت. در روایات، ما را از فكر كردن توأم با افسوس برحذر داشته‏اند و تأكید نموده‏اند كه از فرصت‏هاى موجود استفاده كنیم (جوانى، سلامتى، فراغت خاطر، ایمنى، توانگرى، كه در بین اینها جوانى از همه بیشتر مورد حسرت و تأسف قرار مى‏گیرد).

4.   ندامت: انسانى كه در این‏جا از نوع عملكرد خود درگذشته احساس گناه مى‏كند، فرد آگاهى است كه حریم پروردگار، خود یا دیگرى را شكسته است. باید مراقب باشیم كه احساس گناه و حالت افراط و تفریط به خود نگیرد كه باعث تشدید نگرانى، ناامیدى به رحمت خدا، احساس تغییرناپذیرى، تكرار گناه، و عارى شدن آن مى‏گردد و اعتدال در این امر، باعث مى‏شود كه انسان، امیدوار شود و تلاش كند تا گذشته خود را جبران كند.

5.   ترمیم هویت دینى: انسان با مطالعه در جهان خارج، تحقیق در مورد زندگى پیشوایان دینى و مقام والاى خود و ارتباط خود با گذشته و تلاش، هویت شفافى به دست مى‏آورد. گسیختگى میان حال و گذشته او باعث عدم تصویر دقیق از هویت دینى و حتى ملى خود و در نتیجه، عدم ثبات شخصیت و وحدت، خود كم‏بینى و بى‏انگیزگى مى‏گردد.

6.   محاسبه نفس: كه همان بررسى عملكرد گذشته خود (در امور دینى و دنیوى) و نقد و ارزیابى آن با نظارت دائمى به منظور جبران و رشد بیشتر است. البته این كار باید هر روز صورت گیرد. در روایات داریم كسى كه دو روزش یكسان باشد و پیشرفتى نكند. زیان دیده است و یا كسى كه هر شب از نفس خود حساب‏كشى نكند، پیرو حقیقى اهل بیت(ع) محسوب نمى‏شود. اگر این كار، با تشویق و تنبیه حساب شده صورت گیرد زمینه رشد بیشترى فراهم مى‏گردد.

7.   پایدارگرایى: یعنى این‏كه انسان به چیزى دل نبندد. اگر چه انسان تنوع‏طلب است ولى از آن جایى كه دین اسلام دین جاوید است، ارزش‏ها و باورهاى آن هم همیشگى است. پس هرچه قدر صنعت و فنّاورى پیشرفت كند، انسان نباید دست از اصول و ارزش‏هاى خود بردارد. پس در واقع كسى كه در زمان حال، ارزش‏هاى خود را كهنه فرض كند، در واقع قدم اول انحراف را برداشته است.

8.   شریك شدن در تجربه‏ها: ما مى‏توانیم با نزدیك شدن به الگوهاى زنده فعلى و افراد موفق، و استفاده از تجربه‏هاى افراد مسن، راه و رسم زندگى را از آنها یاد بگیریم و آنها را ناظر حركت خود در زندگى قرار دهیم كه گفته‏اند: «آنچه كه جوان در آینه مى‏بیند، پیر در خشت خام مى‏بیند».

9.   تهیه لیست: فهرستى از موفقیت‏هاى گذشته خود را بنویسیم؛ موفقیت‏هایى را كه با استفاده دقیق از فرصت‏ها كسب نمودیم و هر از چندگاه آن را نگاه كنیم تا تشویق شویم در زمان فعلى هم فرصت را از دست ندهیم. از افرادى كه همیشه از گذشته حرف مى‏زنند فاصله بگیریم.

10.   واپس‏روى:(11) در این حالت (كه بیانگر یك رفتار دفاعى در مقابله با مشكلات زندگى است)، انسان به گذشته‏اى باز مى‏گردد كه در آن، كامروا و مورد حمایت از طرف دیگران بوده است. وقتى انسان از رسیدن به هدف خود باز مى‏ماند و مانع قوى‏اى سدّ راه خود مى‏بیند، ناكام مى‏شود. در مقابل ناكامى، چند واكنش فورى مثل پرخاشگرى ـ بى‏تفاوتى (احساس درماندگى آموخته شده) و واپس‏رَوى ممكن است انجام دهد. ناكامى و سایر شكل‏هاى فشار روانى باعث اضطراب مى‏شود و انسان به دو شیوه با اضطراب، كنار مى‏آید: یكى روش تمركزیافتن بر خود مسئله است، كه یا به دنبال شیوه‏هاى تغییر موقعیت اضطراب‏زا مى‏گردد و یا از آن موقعیتْ اجتناب مى‏كند كه این شیوه منطقى و هنجار است و در آن، تجربه، هوش، صبر، تلاش، مشاوره و آموزش و استفاده از فنّاورى نقش مهمى در حل مسئله دارد. دیگرى این كه: تمركز یافتن بر هیجان حاصل از یافتن راه‏هایى براى كاهش اضطراب مثل انكار (تغییر واقعیت بیرونى و پاك كردن صورت مسئله) واپس‏رانى (فرستادن مشكل به ناهشیار)، استفاده درازمدت و تكرار بیش از حد از این امور (یعنى مكانیزم‏هاى دفاعى) مشكل‏ساز مى‏شود و فشار درونى در درازمدت، باعث زخم گوارشى، بیمارى فشار خون و بیمارى قلب مى‏گردد. فشار روانى‏اى كه فرد حس مى‏كند بستگى به چهار امر دارد:

یك. پیش‏بینى پذیرى موقعیت فشارزا، دو. ارزیابى شناختى خود مثل ایثار براى مؤمن، راحت‏تر است، سه. احساس كارآیى خود، چهار. میزان دسترسى به حمایت‏هاى اجتماعى.

البته گاهى انسان در برخورد با ناكامى دچار خیال‏پردازى مى‏شود. او سعى دارد در عالم خیال و به شكل غیرواقعى در آرزوهاى خود، آن مشكل را برطرف سازد. از آن‏جایى كه واپس‏روى، انكار و خیال‏پردازى، باعث مى‏شود كه انسان كمى از اضطراب و فشار روانى خود را بكاهد، حالت لذت‏بخشى به خود مى‏گیرد. بنابراین باید از آن راه حل‏ها استفاده نكنیم؛ چرا كه این امر اگر تبدیل به عادت گردد، باعث مى‏شود كه انسان رابطه‏اش با واقعْ قطع گردد و روز به روز، طعم شكست و ناكامى را بیشتر حس كند. بهترین كار در ناكامى‏ها واقع‏بینى است؛ یعنى این‏كه باید توجه داشته باشیم كه آیا این مسئله قابل حلّ است یا نه؟ اگر بود باید درصدد راه حلّ صحیح (تفكر قبل از عمل، مشورت با متخصص، مطالعه، آموزش و عبرت) برآییم و اگر نبود باید از ایمان قوى خود كمك بگیریم؛ یعنى از مسئله حكمت، سرنوشت و تقدیر الهى غافل نباشیم. قرآن مى‏فرماید: چه بسا چیزیى كه شما آن را ناپسند مى‏شمارید؛ ولى در واقع به سود شماست.

 

تفكر معطوف به آینده

گفتیم كه زمان حال در سعادت و موفقیت دنیا و آخرت ما بسیار مهم است از آن‏جایى كه فرآیند زمان‏ها رابطه معنادارى با هم دارند و خواه ناخواه انسان نمى‏تواند نسبت به آینده خود ساكت باشد، باید در تلاش باشیم كه از تفكرات و نگرانى‏هاى منفى نسبت به آینده بكاهیم و از نقاط مثبت توجه به آینده، استفاده مطلوب را در زمان حال ببریم.

1.   تسویف یا اهمال‏كارى:(12) از نظر روان‏شناسان اهمال‏كارى یعنى به آینده محول كردن كارى كه تصمیم به اجراى آن گرفته‏ایم. البته به تأخیر و تعویق انداختن، گاهى مثبت و مفید است مثل عمل با تفكر قبلى و گاهى مضرّ است و ناپسند كه طبق آمار، معمولاً در انسان نوع دوم بروز مى‏كند كه پیامدهاى بسیار ناخوشایندى مثل احساس رنج، شرمسارى، بیزارى از خود، از دست دادن فرصت‏هاى طلایى بدون بازگشت و عدم انجام دادن اصل كار بر جاى مى‏گذارد. وجود نشانه‏هاى افسردگى، خستگى، سردردهاى شدید، بى‏خوابى، فشار خون و زخم معده، در وجود شخص اهمال‏كار، گواه بر آن است كه او مى‏خواهد خود را از رنج اهمال كارى نجات دهد.(13) اهمال‏كارى اگر به شكل عادت درآید نشانه عدم موفقیت و شكست است. از آن‏جایى كه اهمال‏كارى مورد مذمت عقل و دین است باید در صدد درمان آن و ریشه‏یابى و علل آن بازآییم. برخى از عوامل آن از این قرار است: آرزوهاى طولانى، نیافتن راه حل منطقى و عدم تلاش براى رسیدن به آن، راحت‏طلبى و تنبلى (چه در امور دینى و چه دنیوى)، سهل‏انگارى در وظایف، دوستى با اهمال‏كار، ترجیح دادن لذّت‏هاى آنى بر لذت‏هاى پایدار، لهو و لعب، خود كم‏بینى، كم‏طاقتى و بى‏صبرى، توقع بى‏حد از دیگران، عدم تمرین و آموزش دهى از طریق والدین و حمایت‏هاى افراطى آنها و نداشتن ایمانى راسخ و قوى.

2.   امید و ترس: اسلام رابطه متعادلى بین خوف و رجا (ترس و امید) برقرار كرده است و قائل به حد نصاب (انجام دادن وظایف واجبات و ترك محرمات) بین خوف و رجاء شده است.(14) از روى دعاهاى ائمه(ع) مى‏فهمیم كه ما باید همیشه بین خوف و رجا باشیم؛ چرا كه اگر ترس بر امید غلبه كند، سبب یأس از رحمت خدا، عدم توبه، ركود و... مى‏شود و اگر امید بر ترس غلبه كند، انسان انگیزه ترك گناه را از دست مى‏دهد و دیگر تلاشى نمى‏كند، در معاصى جسور مى‏شود و در نهایت، باعث هلاكت است.

3.   اهتمام: یعنى این‏كه انسان در برابر خطرى كه ممكن است در آینده نزدیك او را تهدید كند، چاره‏جویى كند (دفع ضرر محتمل). اگر این امر به شكل هنجار و معقول باشد باعث رشد مى‏گردد مثل مطالعه‏هاى آینده‏نگرانه (inquiry Prospective) كه براى پیشگیرى از بیمارى انجام مى‏شود یا تلاش انسان جهت شناختن وظایف و تكالیف خود براى نجات، از عذاب؛ ولى اگر به شكل ناهنجار باشد؛ باعث خراب شدن زندگى فعلى(حال)، نگرانى تشویش خاطر و به تبع آن، بروز بیمارى‏هاى جسمى و روانى در فرد مى‏شود، مثل: ترس از فقر و كار شبانه‏روزى بدون استراحت، عدم ازدواج به خاطر تنگ‏دستى، عدم اعتماد به دستورات خدا (مثل این‏كه خدا فرموده دادن قرض، زكات، خمس و صدقه باعث رونق زندگى شما مى‏شود ولى فرد مى‏ترسد كه آینده او تباه شود). البته گاهى این تفكر براى دیگران هم ضرر دارد مثل احتكار و گران‏فروشى. گاهى انسان براى نگرانى احتمالى حال، خود را مشوش مى‏كند. چه بسا یك عمر زحمت مى‏كشد و هیچ لذتى از زندگى نمى‏برد، همیشه پول ذخیره مى‏كند تا مبادا روزى نیازمند شود و بعد بدون استفاده از زحمت خود، آنها را مى‏گذارد و مى‏میرد.

4.   اضطراب دگرگونى یا نوك آینده (Future shock):(15) شوكى است ناشى از تغییرات سریع در ساختار اجتماع، ارزش‏هاى اجتماعى و محصولات مصرفى، و آن‏قدر زیاد است كه طبق نظر تافلر (Toffler) بسیارى از مردم قادر به مدارا با آن نیستند. البته راه درمان آن، رو آوردن به فرمان‏هاى اسلام (قناعت، مردم‏دوستى، ایثار، تعاون و حفظ ارزش‏ها) و ردّ منفعت‏طلبى و فایده‏گرایى و عمل‏گرایى به شكل غربى است.

در زندگى روزمره هم شاهد این مطب هستیم كه افرادى كه ساده‏زیستى دارند و مطیع دستورات خدایند، آرامش بیشترى دارند. البته این به معناى عدم استفاده از فنّاورى صحیح نیست. البته اضطراب‏هاى دیگرى هم وجود دارند كه بر زندگى انسان اثر مى‏گذارند. اضطراب بهنجار و طبیعى، باعث رشد، پویایى و ترقى است؛ ولى اضطراب‏هاى ناهنجار، مانع رشد است، مثل اضطراب حاصل از فقدان‏ها و عزا، اضطراب وجودى كه مربوط به آگاهى از وجود یا عدم وجود خودمان یا نزدیكان ما مى‏گردد.

راه درمان اضطراب نامعقول، تن دادن به دستورهاى الهى است. باورهاى دینى (نماز، حج، زكات و توحید و...) كمك مى‏كنند تا انسان نسبت به این امور وحشت نكند؛ تا جایى كه شهادت عزیزان را افتخار بداند، مرگ را شروع زندگى جدید بشمارد، بلا را امتحان خدا و حكمت او بداند و....

5.   درماندگى آموخته شده:(16) گاهى انسان وقتى به هدفى نمى‏رسد و ناكام مى‏شود و به خاطر ناكامى‏هاى گذشته و تكرار آن، علاقه تلاشِ ماندن در زمان حال را از دست مى‏دهد؛ او آموخته و یا خیال مى‏كند كه دیگر درمانده است و هیچ كارى از دستش برنمى‏آید. این امر، باعث از دست دادن انگیزش نداشتن (یا میزان كم) كنترل، آشفتگى عاطفى، لطمات شناختى در مواجهه مكرر با یك موقعیت غیر قابل كنترل و افسردگى مى‏شود.

براى درمان این مشكل باید احساس كنترل فرد و تسلط بر محیط او را با تشویق و تنبیه به‏جا بالا برد و فكر درماندگى را با افكار مثبت جایگزین كرد و تشویق كرد كه با تجارب گذشته‏اش آینده‏اش را بسازد و بداند كه بسیارى از افراد موفق، دچار شكست‏هاى سختى شده‏اند. البته بهتر است كه جوانان و نوجوانان از قبل، آموزش و تمرین‏هاى لازم را ببینند؛ یعنى با فراهم آوردن تجربه‏هاى شكست و موفقیت ملایم‏تر، آنها را نسبت به آینده و مشكلاتش مصون كنیم.(17)

6.   زندگانى بى‏معنا: گاه انسان به خاطر این‏كه جایگاه خود، مسئولیت، مقام و شأن خود و رابطه‏اش با هستى و خداوند را نشناخته است و نسبت به سؤالات اساسى (توحید و معاد و...) جوابى نیافته است، احساس مى‏كند زندگى‏اش یكنواخت، بى‏هدف و خسته‏كننده است و در عصر جدید، به خاطر فنّاورى و غفلت از معنویت و ایجاد اوقات فراغت زیاد باعث تشدید این امر گشته است.

7.   توكل افراطى: گاهى انسان به خاطر این‏كه معناى صحیح توكل را نمى‏داند، بدون هیچ تلاشى منتظر رسیدن به هدف (دنیوى و اخروى) است. در دستورات دینى داریم كه توكل و تلاش نباید لحظه‏اى از هم جدا در نظر گرفته شوند (از تو حركت از خدا بركت).

8.   انتظار فرج: فرهنگ انتظار در شیعه جایگاه بسیار بلندى دارد. انسانى كه هر لحظه امام عصر (عج) را ناظر كار خود مى‏داند و دوست ندارد امامش را ناراضى از خود ببیند، هیچ‏گاه دست از تلاش (زندگى و خودسازى و رشد عقل معاد و معاش) خود نمى‏كشد. او مى‏داند كه نباید مقابل ظلم، خاموش بنشیند و منتظر روزى باشد كه خدا و یا امام او انتقام بگیرند؛ سیاست را عین دیانت مى‏داند و اهتمام به امور مسلمانان را وظیفه خود مى‏شمارد.

 

حرف آخر

با توجه به مطالب گذشته دانستیم كه نقطه ثقل حركت ما «حال» است و فرصت‏هاى طلایى آن. ما باید با تفكّر معطوف به گذشته و آینده، زمینه مناسب براى پیشرفت را فراهم آوریم و با دانستن راه‏ها و چاه‏هاى زندگى، به سعادت دنیوى و اخروى خود نائل آییم. در فرهنگ اسلام اگرچه عمر دنیا كوتاه است ولى به خاطر این‏كه آخرت نامحدود (عذاب و پاداش)، با آن مشخص مى‏شود، بسیار حائر اهمیت است.

 

پی­نوشت­ها:

1. تفكر برتر، محمدرضا شرفى، تهران: سروش، 1381، ص 247.

2. میزان الحكمة، محمد محمدى رى‏شهرى، باب «فُرصت».

3. ره توشه، محمدتقى مصباح یزدى، ج 1، قم: شفق، 1357، ص 43.

4. میزان الحكمة، باب «مراقبة».

5. همان، باب «عبرت» با خلاصه.

6. آیین زندگى، دیل كارنگى، ترجمه جهانگیر افخمى، تهران: ارمغان، 1376، ص 48.

7. همان، ص 10.

8. همان، ص 69.

9. انسان در جستجوى معنا، ویكتور فرانكل، ترجمه: اكبر معارفى، تهران: دانشگاه تهران، 1380، ص66 (اقتباس).

10. ر.ك به: تفكر برتر، ص 213 ـ 230.

11. زمینه روان‏شناسى، دنیال اتكنیسون، ریچارد اتكینسون و ارنست هیگارد، فصل چهاردهم، مشهد، آستان قدس رضوى، ص 181.

12. Procrastination.

13. روان‏شناسى اهمال كارى: غلبه بر تعلل ورزیدن، دكتر آلبرت آلیس، ترجمه دكتر على فرجاد، تهران: رشد، ص 21 ـ 19 (اقتباس).

14. پندهاى امام صادق، محمدتقى مصباح یزدى 1382، مؤسسه آموزشى و امام خمینى، ص 98.

15. فرهنگ جامع روان‏شناسى، روانپزشكى، ج 1، دكتر نصرت‏اللّه‏ پورافكارى، تهران: فرهنگ و ارشاد اسلامى 1380 ـ حرف F.

16. زمینه روان‏شناسى تندرستى، رابرت جى و... ترجمه: غلامرضا خوش‏نژاد، آستان قدس رضوى، 1377، ص 162، (با كمى تغییر).

17. این بحث در تفكر معطوف به گذشته نیز قابل طرح است و این با نقش پیشگیرى و تمرین و مقابله دارد.


ارسال شده توسط: شادیبا
نوشته های پیشین


صفحات: 1 2 3 4
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic