هویّـت و زمــان | 11. هویت ,

 

 

 

هویّـت  و   زمــان

سیدمحسن موسوى

 

انسان و همه چیزهاى اطرافش و كره‏اى كه روى آن زندگى مى‏كند، همه و همه در حال حركت‏اند.(1)

حركت او به سمت مقصدى است كه در حقیقت، مبدأ اوست یعنى دوباره به سمت مبدأ حركتِ خود در حركت است.(2)

انسانِ در حركت باید بداند كیست، قبلاً كجا بوده و اكنون كجاست و در آینده با عملكرد خود در ظرفِ عمرِ خود، چه خواهد شد؟

شناخت نسبت به آنچه هستیم، هویّت ماست. حركت ما در چارچوب نواى آهنگینى به نام «زمان» در جریان است. پس هر كس براى شناخت هویّت خود باید زمان خود را بشناسد و با شناخت بهترِ زمان، تعامل بهترى با آن داشته باشد و در نتیجه در آینده زمانى، هم هُماى سعادت را دریابد و هم به هویّت خویش افتخار كند و نیز كسانى كه در آینده مى‏زیَند «قصّه مایى ما» را بشناسند و به آن احترام بگذارند.

انسان باید خود را بشناسد تا بتواند از خود، بهتر براى خود بهره‏بردارى كند. اگرچه هر كسى با توجّه به اطلاعاتى كه از وضعیت خانوادگى، سنّى، تحصیلى، دینى، ملّى، كارى و محیطى خود دارد، تا حدّ زیادى مى‏تواند هویّت خود را بداند و در شكل‏دهى بهتر آن تلاش كند ؛ امّا یكى از اساسى‏ترین اطلاعاتى كه باید در جمع‏آورى و استفاده از آن سعى كند، درباره «زمان» است. خودشناسى، خودیابى، احساس مسئولیت، توجه به تواناییها و استعدادها و بهره‏ورى از سرمایه‏ها و همه و همه از مسائلى است كه با هویّت زمانى ما گره مى‏خورد.

 

زمـان  و  زمـانـه

زمان، روز و شبهایى است كه ما در آن به سر مى‏بریم و لحظه لحظه آن را با حركت هوشمندانه خود ارزش مى‏بخشیم. ایّامى كه مانند ظرف بزرگى، ما را در خود جاى داده‏اند. این نوع از زمان، قابل مهار كردن نیست.

گاهى مقصود از «زمان»، زمانه است ؛ یعنى مجموعه شرایط و عواملى كه كیفیّت زمانى موجود در این برهه از زمان را ایجاد كرده است. نوع حكومت، نگرش حكومت به مردم، فقر و غناى مردم، نحوه تعامل فرهنگهاى موجود در آن زمان در بین ملّتهاى مختلف و... از عواملى است كه «زمانه» را مى‏سازد.

 

شناخت زمان و فواید آن

انسان در مجموعه كنشهایى كه در طول زندگى خود دارد، ناگزیر از كسب شناختهایى است كه با آن بتواند بهتر زندگى كند و زندگى بهترى بسازد. یكى از این شناختها، شناخت زمان خویش است. مولاى متّقیان امام على(ع) مى‏فرماید: «اى كُمیل! هیچ حركتى نیست مگر اینكه تو در آن، محتاج به شناخت هستى».(3)

اثرگذارى شناخت زمان بر زندگى انسان، بیش از اثر شناختهاى دیگر است تا آنجا كه در فرهنگ دینى ما آمده است: «شناخت آدمى به زمان خود، براى شناختهاى او كافى است».(4)

كسى كه زمان خود را بشناسد، تغییرات، بلندیها و بالابرنده‏هاى آن و پستیها و فروآورنده‏هاى آن را مى‏شناسد. پس در تاریكیها و دگرگونیهاى آن، گم و گمراه نمى‏شود و در گرداب حوادث، غرق نمى‏شود و اصولاً «گمراه كننده‏ها به كسى كه زمانش را مى‏شناسد، تهاجم نمى‏كنند».(5|)

شناخت زمان، كمك مى‏كند تا انسان در گرماگرم زندگى و حركت و تلاش و استفاده بهتر از زمان، «منِ» خود و هویّت اصلى خود را فراموش نكند.

براى اینكه انسان، هویّت اصلى خود را شناخته و آن را در حادثه‏هاى زمان گم نكند، باید زمینه‏هاى مثبت و منفى زمان را بشناسد و براى فهم دقیق هویّت خود، از جریان جویبار زمان بیرون آمده، از بالاى سر بدان نظاره كند.

 

درس‏آموزى در مكتب زمان

پس از شناخت زمان، باید همچون شاگردى زیرك، پاى درس استاد زمانه بنشینیم و به درسها و پندهاى او گوشِ هوش فرا دهیم؛ از او درس بگیریم كه زمانه دو روى یك سكّه است كه روزى به ما رو مى‏كند و روزى دیگر روى برمى‏گرداند.(6) پس آن‏گاه كه به ما روى كرد، مغرور نشویم و هویّتمان را دستخوش آسیبها و آفتها نسازیم و آن وقت كه از ما روى برتافت بى‏تحمّل نشویم و شكیبایى پیشه كرده، خود را دستخوش هویّتهاى بیگانه قرار ندهیم.

از این استاد، یاد بگیریم كه زمان، همچون آینه‏اى است كه تجربه گذشتگان را در خود متبلور مى‏سازد و بخشى از آن نیز بازتاب دهنده اعمال دیگران است. پس «عبرت‏گیرى»، درس دیگرى است كه زمان به ما مى‏آموزد.(7)

نیز باید از زمان بیاموزیم كه «باید فرزند زمان خود باشیم»(8) و پابه‏پاى زمان خود، حركت كنیم. شرایط زمانه را درك كنیم و با حفظ اصالت و هویّت شخصى و ملّى، سوار بر قطار زمان، به حركت سازنده خود ادامه دهیم.

 

فرزند زمان خویشتن باش

افرادى كه در یك زمان زندگى مى‏كنند، نسبت به زمانه خود به گونه‏هاى متفاوت برخورد مى‏كنند كه مى‏توان آنها را به چهار گروه تقسیم كرد:(9)

1. افرادى كه در زمان امروز زندگى مى‏كنند، امّا چون به نیازها و اوضاع و شرایط امروز آگاهى ندارند، خود را براى درك زمان و تعامل با شرایط امروز آماده نكرده‏اند. اینان افراد گذشته و دیروز به حساب مى‏آیند.

 

2. افرادى كه در امروز زندگى مى‏كنند، امّا شرایط و نیازهاى امروز را درك نموده، با همه توان، خویش را براى بهره‏ورى از امكانات موجود به كارگرفته‏اند و در راه خیر و صلاح و تكامل خود و دیگران كوشش مى‏كنند. اینان افراد زمان‏شناس و موفقى هستند.

 

3. افرادى كه در این زمان زندگى مى‏كنند، امّا به خاطر محدودیت ظرف زمان و ناتوانى مردم زمانه از درك آنان، انسانهاى فردا هستند. شمار این افراد، اندك است و گاهى مى‏توان آنها را افراد استثنایى و از نوابغ بشرى دانست.

 

4. افرادى كه در این زمان و امروز زندگى مى‏كنند، هم آشنایى و درك درستى از این زمان دارند و هم با توجّه به بهره‏ورى از شرایط و امكانات موجود و تجربه افراد دیروز، امروز را به فردا ارتباط مى‏دهند و خلاصه انسانهاى امروز و فردا خواهند بود.

در میان گروههاى چهارگانه یاد شده، متعادل‏ترین و ممتازترین آنها گروه چهارم است ؛ یعنى افرادى كه فرزند زمان خویش‏اند. به این معنا كه هم درك و شناخت صحیح از زمان خویش دارند و هم با بینش و عمل حساب شده خود، آینده خویش و جامعه را مدّ نظر داشته ، براى آن، تدبیر و تلاش به كار مى‏گیرند.

 

كنار آمدن با زمان و زمانه

پس از آنكه زمان را شناختیم و درسها و عبرتهاى آن را به گوش جان نوشیدیم، باید نیك بدانیم كه گاهى جریان حركت و زمان برخلاف ما، اعتقاد و هویّت ماست. اینك وظیفه چیست؟

اصولاً كسى كه به شناخت زمان خود موفق شده است، از تغییرات و حادثه‏هاى زمان خود به تعجب در نمى‏آید.(10) بلكه با روشن‏بینى سعى در پیدا كردن راهكارى مناسب براى برخورد با آن تغییرات خواهد داشت. به چند گونه مى‏توان با زمان و اهل آن برخورد كرد:

 

1. بى‏تفاوتى نسبت به زمان یا اعتماد نابجا به آن

نداشتن خطّ ِ سیر درست و حركت مبتنى بر اداره در زندگى، اشتباهى است كه برخى از افراد را دچار تزویر خود مى‏كند. اعتماد نابجا و یا بى‏تفاوتى نسبت به جریانات در حال انجام و از جمله احساسِ امنیّت نسبت به زمان و حوادث در جریانِ آن و یا نداشتن جبهه روشن در مقابل جریانها، موجب شكست انسان خواهد شد. پس اعتماد به زمان، موجب «شكست خوردن» و بى‏تفاوتى نسبت به آن، موجب «خوارى» است.(11) پس هر كس كه به زمانه اعتماد كند، زمانه را به درستى نشناخته و پندهاى آن را درنیافته است.(12)

  

2. دشمنى با زمان

هویّت هر زمان، مجموعه مولّفه‏هایى است كه آن را به وجود آورده است و معلول تغییرات اشخاص است. به عنوان نمونه مى‏توان هویّت یك جامعه را در نظر گرفت كه پس از تغییر حاكمیت یك كشور، استراتژى یك حاكم نیز تغییر خواهد كرد(13) و به اصطلاح مى‏گویند: «زمانه عوض شده است» و یا اینكه غالبِ مردمى كه در یك جامعه زندگى مى‏كنند، در نحوه زندگى، پوشش، معاشرت، خوراك و افكار اجتماعى و... تابع زمانه خود هستند و به تعبیر امام على(ع): «مردم به زمانه‏شان شبیه‏ترند تا به پدرانشان».(14)

 

حال كه با تغییراتى در زمان روبه‏رو شدیم و مى‏خواهیم مسیرى برخلاف جریان و در خلاف حركتِ جارى داشته باشیم، دشمنى با زمان، راه صحیحى براى برخورد با این تغییرات نخواهد بود ؛ زیرا «هركه با زمان، دشمنى ورزد، زمان، او را به خاك خواهد نشاند».(15)

 

3. مدارا با زمـان

شخصى كه واقعیتهاى اطراف خود را مى‏شناسد و باور دارد، در صفحه شطرنج زندگى، مهره‏ها را به گونه‏اى مى‏چیند كه برنده بازى باشد و با كیش دوراندیشى، زمان را مات كرده و پیروزِ بازى زندگى باشد. انسان دوراندیش، كسى است كه با زمانه خود مدارا كند.(16)

 

پی­نوشت­ها:

1. كُلٌّ فی فَلكٍ یَسبَحونَ (سوره انبیاء، آیه 33).

2. یا أیُّها الانسانُ إنَّكَ كادِحٌ إلى رَبِّكَ كَدحا فَمُلاقیهِ(سوره انشقاق، آیه 6).

3. تحف‏العقول، ص 171 .

4. امام على(ع) ؛ بحارالأنوار، ج 78، ص 80 .

5. امام صادق(ع) ؛ تحف العقول، ص 356.

6. امام على(ع)، بحارالأنوار، ج 70، ص 81 .

7. امام على(ع) ؛ عیون الحكم والمواعظ، ص 29.

8. امام على(ع) ؛ غررالحكم و دررالكلم، ح 447.

9. برداشتى از: نیازهاى جوانان، احمد صادقى اردستانى، قم: نشر خرّم، 1379، ص 80 .

10. امام على(ع)؛ عیون الحكم و المواعظ، ص 126.

11. امام على(ع) ؛ غررالحكم و دررالكلم، ح 8028 .

12. امام على(ع)؛ عیون الحكم و المواعظ، ص 414 .

13. امام على(ع) ؛ نهج‏البلاغه، نامه 31 .

14. خصائص الائمّة، ص 115.

15. امام على(ع) ؛ غررالحكم و دررالكلم، ح 9054 .

16. امام على(ع)؛ عیون الحكم و المواعظ، ص 27 .


ارسال شده توسط: شادیبا
نوشته های پیشین


صفحات: 1 2 3 4
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic