نظری کوتاه به زندگی امام جواد(ع) | از خوانندگان ,

 

نظری کوتاه به زندگی امام جواد(ع)

 

پدر و مادر

امام نهم شیعیان، نامش «محمد» و مشهورترین القابش، «جواد» و «تقی» است که او را امام جواد(ع) و امام محمدتقی(ع) می­نامند.

کنیه­اش «ابوجعفر» است و چون کنیۀ امام باقر(ع) نیز «ابوجعفر» است، معمولاً در روایات، کنیۀ امام جواد(ع)، «ابوجعفر ثانی» ذکر شده است.

پدر گرامی­اش، امام رضا(ع) و مادر ارجمندش، «سَبیکَه» است. سبیکه، کنیز بود که پس از ازدواج، امام رضا(ع)، او را «خیزران» و «خَیرةُ الاِماء» (بهترین کنیزان)، نامید.

سَبیکَه، از نواده­های «ماریة قِبطیّه»، همسر پیامبر اسلام(ص) بود. ماریة قِبطیّه و خواهرش را حاکم اسکندریه، در پاسخ به نامه پیامبر (دعوت به اسلام)، به عنوان هدیه برای پیامبر فرستاد. آنها در سال هشتم هجری به مدینه رسیدند و پیامبر، خواهرش را به حسّان بن ثابت داد و ماریه، کنیز پیامبر شد. منزل او مانند همسران دیگر پیامبر، در نزدیکی مسجد نبود بلکه در باغی در اطراف مدینه جای داشت. پیامبر، او را بسیار دوست می­داشت و مانند همسران دیگرش به منزل او می­رفت.

پیامبر بعد از خدیجه، فقط از ماریه صاحب فرزند پسری به نام ابراهیم شد که چند ماه قبل از ارتحال حضرت، در 16 یا 18 ماهگی، از دنیا رفت؛ اما این مسئله (تولد فرزند پسر)، سلامت مزاجی پیامبر را که مورد کنایه و طعنه برخی بود، ثابت کرد.

گفتنی است، مادر چند امام معصوم، کنیز و از زنان پاک و با فضیلت بوده­اند. این نشان می­دهد در نگاه اهل بیت(ع)، بردگی از ارزش و شخصیت انسانی نمی­کاهد و حتی ایشان یاران خود را به ازدواج با زنان برده (کنیز) تشویق می­کردند.

 

ولادت

عمر شریف امام رضا(ع)، نزدیک به پنجاه بود ولی هنوز فرزندی نداشت. شیعیان از حضرت دربارۀ امام بعد از ایشان ـ که از پیامبر روایت شده بود که امام نهم، فرزند امام هشتم است ـ سؤال می­کردند. امام رضا(ع)، به تحقق وعدۀ الهی اشاره می­کردند که خداوند، پسری به وی می­دهد که وارث و امام بعد از او خواهد بود.

دربارۀ تاریخ تولّد امام جواد(ع)، اختلاف است. مشهور است که ایشان در شب جمعه 10 رجب 195 ق در مدینه به دنیا آمد. برخی، تولّد حضرت را 21 رمضان همان سال ذکر کرده­اند.

 

شهادت

در تاریخ شهادت امام جواد(ع) نیز اختلاف است. قول مشهور، آخر ذی­قعده 220 ق در بغداد است؛ اما سال 219 و 225 ق و ماه ذی­حجه نیز، ذکر شده است. بنا بر قول مشهور، امام جواد(ع)، اولین امامی است که در 25 سالگی، به شهادت می­رسد (جوان­ترین امام در هنگام شهادت).

مزار شریف امام جواد(ع)، در کاظمین و در کنار قبر جدّ بزرگوارش امام موسی کاظم(ع) است.

 

خلفای عباسی معاصر امام جواد(ع)

زندگی امام جواد(ع)، با دو خلیفۀ عباسی همراه بود: مأمون و معتصم.

هارون، ششمین خلیفه عباسی، در سال 193 ق، در طوس و در بستر بیماری مرد. پس از او، بین دو فرزندش (امین و مأمون) بر سر خلافت درگیری شد و سرانجام، امین که هارون او را در زمان خلافتش، ولیعهد کرده بود، شکست خورد و مأمون، از سال 198 ق، خلیفۀ عباسی بود. با مرگ مأمون در سال 218ق، برادرش، معتصم، بنا بر وصیت مأمون، هشتمین خلیفۀ عباسی شد.

مأمون، ولایت­عهدی خود را بر امام رضا(ع)، تحمیل کرد. امام رضا(ع)، در آخر سال 201 ق، در پی نقشۀ ولایت­عهدی مأمون عباسی، از مدینه به قصد خراسان، در حالی که امام جواد(ع) پنج­ساله و در مدینه بود، حرکت کرد. مأمون، امام رضا(ع) را در سال 203 ق، مخفیانه مسموم و به شهادت رساند. مأمون، بعد از شهادت حضرت رضا(ع)، مقر حكومت خود را به بغداد منتقل کرد.

سپس وقتی رفت و آمد شیعیان و علمای آنان را به مدینه و پذیرفتن امامت امام جواد(ع) را از سوی آنها را شنید، در ادامۀ سیاست­های ریاکارانۀ خود، یک سال بعد از شهادت امام رضا(ع)، در سال 204 ق، امام جواد(ع) را از مدینه به بغداد احضار کرد و دختر خود، «ام­فضل» را در آغاز ده سالگی امام، به عقد ایشان درآورد تا خانۀ امام را از نزدیک زیر نظر داشته باشد و نیز خود را دوستدار حضرت نشان دهد. مدتی بعد، امام جواد(ع) با ام­فضل، به قصد زیارت بیت الله الحرام به مکه رفت و پس از اعمال حج، به مدینه برگشت و در آنجا ماند.

معتصم، پس از بیعت گرفتن از مردم، امام جواد(ع) را در سال 220 ق، به بغداد احضار کرد و سپس (بنا بر قول مشهور) دختر مأمون را تحریک می­کند و او امام جواد(ع) را با انگور، مسموم و به شهادت می­رساند.

بنا بر این، امام جواد(ع)، پس از امام حسن مجتبی(ع)، دومین امام است که به دست همسرش، مسموم و شهید می­شود.

گفتنی است، ام­فضل از امام جواد(ع) صاحب فرزندی نشد و همۀ فرزندان(4 پسر و 4 دختر) امام جواد(ع)، از جمله امام هادی(ع) و موسی مُبرقع (جدّ سادات رضوی و مدفون در قم)، از کنیزی پاک و شایسته به نام «سمانه (سوسن) مغربیه» هستند. نسل امام جواد(ع)، از این دو پسر، ادامه یافت.

 

امامت امام جواد(ع)

در آخر صفر سال 203 ق که امام رضا(ع) در طوس، به شهادت رسید، امام جواد(ع) در مدینه و در هشت سالگی (بنا بر قول مشهور در تولد حضرت)، امامت شیعیان را عهده­دار شد.

بنا بر این امام جواد(ع)، نخستین امامی بود که قبل از بلوغ و در کودکی، به این مقام رسید. پذیرش این موضوع، برای برخی از شیعیان، مشکل بود و آن را گاهی نیز نزد امام رضا(ع) مطرح می­کردند.

امام رضا(ع)، برای آنان روشن می­ساخت که امامت، مانند نبوّت، از سوی خداوند به بندگان برگزیده­اش عطا می­شود و شرایطی مانند سن و سال، دخالتی در ارادۀ الهی ندارد. و خداوند هر آنچه را که امام لازم دارد، مانند علم و حکمت، به او می­دهد. ایشان، همچنین به مقام نبوت  پیامبران الهی اشاره می­کرد. مانند یحیی و عیسی مسیح که در کودکی، حجّت الهی بودند (سورۀ مریم، آیۀ 12 و 30).

علاوه، خود امام جواد(ع)، با دادن پاره­ای از اخبار غیبی و نیز پاسخ به مسائل شرعی شیعیان حتی در مجلس علما و بزرگان علوم اسلامی، حجّت بودن خود را ثابت می­کرد.

برای نمونه، وقتی مأمون، نقشۀ ازدواج دخترش با امام جواد(ع) را مطرح کرد، عباسیان، بر او خرده گرفتندکه ابوجعفر، کودک است و علمی نیاموخته است. آنها پیشنهاد امتحان امام را دادند و مأمون پذیرفت. مجلس تشکیل شد و حضرت، همه را شگفت­زده کرد.

امام جواد(ع)، در 17سال امامت، با وجود سخت­گیری­های خلفای عباسی، به وضعیت مسلمانان توجه داشت و به تعلیم و تربیت آنها می­پرداخت و شاگردان و اصحاب برجسته­ای داشت که آنها نیز مانند امام خود، دچار مشکلاتی مثل اخراج از شهر، تعقیب و حتی زندان، شدند. از آن جمله­اند: علی بن مهزیار (مدفون در اهواز)، احمد بن محمد ابی­نصر بزنطی، حسین بن سعید اهوازی، فضل بن شاذان (مدفون در نزدیکی نیشابور)، ابو تمام (شاعر)، محمد بن ابی­عمیر، عبدالعظیم حسنی (مدفون در شهر ری).

 

یک روایت از مناظرات امام جواد(ع)

در کتاب «تفسیر عیاشی» (ج 1، ص 319)، آمده است (نقل به معنا):  زرقان، دوست صمیمی احمد بن ابی دؤاد (از قضات بغداد)، نقل می­کند: روزی ابن ابی دؤاد، از دربار معتصم عباسی  برگشت در حالی که بسیار گرفته و غمگین بود. علت را پرسیدم. گفت: در حضور خلیفه و ابوجعفر (امام جواد­ـ­ع)، جریانی پیش آمد که مایه شرمساری و خواری گردید و آرزو کردم که ای کاش بیست سال پیش مرده بودم. گفتم: چگونه؟ گفت: سارقی در حضور خلیفه، به دزدی اقرار کرده بود. خلیفه، فقها را فراخواند و پرسید: دست دزد از کجا باید قطع شود؟

من گفتم: از مچ دست. خلیفه گفت: به چه دلیل؟ گفتم: به دلیل آن که منظور از دست در آیۀ تیمّم، تا مچ دست است: فَاَمسَحوا بِوُجوهِکُم وَ اَیدیکُم (سورۀ مائده، آیۀ 6). بسیاری از فقیهان حاضر در جلسه، گفته مرا تصدیق کردند. ولی گروهی از علما، گفتند: باید دست را از آرنج (مِرفَق) برید. خلیفه پرسید: به چه دلیل؟ گفتند: به دلیل آیه وضو: فَاغسِلوا وُجوهَکُم وَ اَیدیکُم اِلَی المَرافِق (سورۀ مائده، آیۀ 6). برخی دیگر گفتند: دست را از شانه باید برید، چون دست، شامل تمام این اجزاء می­شود.

چون بحث و اختلاف پیش آمد، خلیفه به محمد بن علی (امام جواد­ـ­ع) گفت: نظر شما در این مسئله چیست؟ او پاسخ داد: آنها نظر دادند، من را معذور بدار. خلیفه اصرار کرد و به خدا سوگند داد. ابوجعفر (امام جواد­ـ­ع)، گفت: اکنون که من را سوگند می­دهی، پاسخ آن را می­گویم: نظر همه آنها خطاست. فقط باید انگشتان دست به جز انگشت ابهام (شست) ـ یعنی چهار انگشت ـ را قطع کرد. خلیفه پرسید: چرا؟ او گفت: زیرا رسول الله(ص) فرمود: سجده، باید بر هفت عضو از بدن انجام شود: پیشانی، دو سر زانو، دو انگشت بزرگ پا و دو کف دست. اگر دست را از شانه یا آرنج یا مچ، قطع کنند، برای سجده، محلی (دستی) باقی نمی­ماند. خداوند فرمود: اِنَّ المَساجِدَ لِلّهِ  فَلاتَدعوا مَعَ اللهِ اَحَداً؛ سجده­گاه­ها، از آن خداست، پس با خدا هیچ کس را مخوانید و عبادت نکنید (سورۀ جن، آیۀ 18).

معتصم، این جواب را پسندید و طبق آن دستور داد و فقط انگشتان دزد را قطع کردند.


 

سال­نگار زندگی   امام جواد(ع)

 

193ق: مرگ هارون عباسی و شروع درگیری امین و مأمون برای خلافت.

195ق: تولّد امام جواد(ع) در شب جمعه 10 رجب 195 ق در مدینه و به قولی 21 رمضان همان سال. پدر: امام رضا(ع)، مادر: خیزران (سَبیکَه).

198ق: خلافت رسمی مأمون.

201ق: تحمیل ولایت­عهدی به امام رضا(ع) از سوی مأمون و حرکت امام، از مدینه به قصد خراسان، بدون همراهی امام جواد(ع).

204ق: مسموم ساختن و شهادت امام رضا(ع) در طوس و آغاز امامت امام جواد(ع) در مدینه؛

احضار امام جواد(ع) از مدینه به بغداد؛

ازدواج ام­فضل با امام جواد(ع)؛

برگشت امام جواد(ع) به مکه (انجام حج) و سپس به مدینه به همراه ام­فضل.

212 و به قولی 214ق: تولّد امام هادی(ع) در مدینه.

218ق: مرگ مأمون و خلافت معتصم عباسی.

220ق: احضار امام جواد(ع) از مدینه به بغداد؛

مسموم ساختن و شهادت امام جواد(ع) بنا بر قول مشهور، در آخر ذی­قعده 220 ق در 25 سالگی در بغداد (جوان­ترین امام در هنگام شهادت)؛

به خاک­سپاری امام جواد(ع)، در کاظمین و در کنار قبر جدّ بزرگوارش امام موسی کاظم(ع)؛

آغاز امامت امام هادی(ع) در مدینه.

 


ارسال شده توسط: شادیبا
نوشته های پیشین


صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 ...
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic