تبلیغات
دوماهنامه حدیث زندگی
صبح بی تو | از خوانندگان ,

صبح بی تو

صبح بی تو

صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی

عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو

اماخاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد

عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد

روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم ای

خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد

در هوای عاشقان پر می کشد با بیقراری

آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید

آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

مرحوم دكتر قیصر امین پور


ارسال شده توسط: والـه
نوشته های پیشین
+ از لا به لای متون+ کتاب‌خانۀ زندگی+ ابراز علاقه و دوستی+ حـرف آخـر+ عشق و دمشق!+ کتاب طبیعت در کتاب خدا+ یکم فروردین ، عید توروز+ به پیر، به پیمبر!+ حرف های همسایه+ تأثیر طبایع بر زندگی

صفحات: